چه بر تو گذشته است

کتاب صوتی

کتاب صوتی چه بر تو گذشته است

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
برگردان مینا فتحی

نام اصلی:

ناشر: نشر لیوسا

سال چاپ: 1400

شابک:

دسته بندی: روانشناسی

خلاصه:

در این کتاب، اپرا وینفری، از تاثیرگذار‌ترین شخصیت‌های عصر حاضر، و دکتر پری، محقق و عصب‌شناس و روان‌پزشک سر‌شناس، نتایج بیش از سی سال تحقیقات و تجربیات خود را درباره علل رفتار‌ها و واکنش‌ها و احساسات آدمی، در قالب گفت و‌گو و پرسش و پاسخ‌هایی ملموس، به شکلی باور‌نکردنی و روشنگرانه به تصویر می‌کشند. مباحث علمی و قابل‌ فهم مطرح‌شده در «چه بر تو گذشته است» حاکی از اطلاعاتی ضروری و جالب در زمینه خود‌شناسی،دیگر‌شناسی، تربیت فرزند، مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی است. با مطالعه اثر حاضر، خوانندگان علت بسیاری از رفتار‌هایشان را درمی‌یابند و در‌پی این رمز‌گشایی‌ها به درک درست‌تر و واقعی‌تری از تاثیر اتفاقات و تجربیات گذشته بر شخصیت کنونی و دلیل عملکرد‌های خود دست می‌یابند.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار فروغ بهرامی
تهیه کننده راضیه هاشمی

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی قدرت قدرت

راندا برن

کتاب صوتی صراحت بیان صراحت بیان

جودی مورفی

کتاب صوتی وابی سابی وابی سابی

نوبوئو سوزوکی

کتاب صوتی درد عشق درد عشق

لودرو رینزلر

کتاب صوتی قهرمان قهرمان

راندا برن

تازه‌های ماه‌آوا

خاطره‌های پراکندهنویسنده: گلی ترقیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب خاطره‌های پراکنده نوشته‌ی گلی ترقی است. او در این کتاب، هشت داستان کوتاه را کنار هم قرار داده که عنوان داستان‌ها از این قرار است: «اتوبوس شمیران»، «دوست کوچک»، «خانه‌ی مادربزرگ»، «پدر»، «خدمتکار»، «مادام گُرگِه»، «خانه‌ای در آسمان» و «عادت‌های غریب آقای الف در غربت». با توجه به‌عنوان کتاب، شاید نویسنده در نگارش این داستان‌ها از خاطرات کودکی‌اش متأثر باشد و شاید اصلاً بخشی از خاطراتش را عیناً در این کتاب نقل کرده باشد. در داستان «دوست کوچک» قصه‌ی دو دختربچه را می‌خوانیم که با هم پیمان خواهری بسته‌اند؛ اما پیدا شدن سر و کله‌ی یک دوست سوم همه‌چیز را به هم می‌ریزد. در بخشی از این داستان آمده است: «تابستان هزار و نهصد و هشتاد و چهار؛ ساحل مدیترانه پوشیده از آدم است. جا برای تکان خوردن نیست. به خاطر بچه‌ها تن به این سفر داده‌ام و از آمدن پشیمانم. دریای فیروزه‌ای کثیف و خاکستری است و هوا، مرطوب و داغ، روی تن سنگینی می‌کند. کتابم را می‌بندم و به مردمی که دور و برم هستند نگاه می‌کنم و نگاهم بی‌تفاوت از روی بدن‌ها می‌گذرد، دور می‌زند، برمی‌گردد و روی صورتی نیمه‌آشنا می‌ماند. نزدیک به من، زنی تنها، که سن و سال مرا دارد، روی ماسه‌ها دراز کشیده است و حسی غریب بِهِم می‌گوید که من این زن را می‌شناسم. فکرهایم درهم می‌شود و ته سرم، خاطره‌هایی مغشوش، مثل کرم‌های شبتاب، برق برق می‌زنند. رویم را برمی‌گردانم اما حواسم پیش اوست. ناراحتم و دلم می‌خواهد جایم را عوض کنم. بچه‌ها را صدا می‌زنم. عینک آفتابیش را برمی‌دارد و توی کیفش دنبال چیزی می‌گردد. سرش را بالا می‌گیرد. می‌نشیند. رویش را می‌چرخاند و یک آن، به من خیره می‌شود؛ از چشم‌هایش است که او را می‌شناسم؛ از آن دو تا دایره‌ی درشت آبی که هنوز هم مثل روزهای کودکی ته دلم را می‌لرزاند.» ”

همسایه هانویسنده: هانس کریستیان اندرسنRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ چه زیباست زنده بودن و شکوفه دادن. چه دلپذیر است که در همسایگی ات چهره های مهربان را ببینی و دوستان به سراغت بیایند. اگر چنین باشد هر روز مثل روز عید است. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools