نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان در اوایل قرن بیستم در یکی از شهرهای کوچک آمریکا میگذرد.مری هجده ساله است که با پدرش زندگی میکند . پدر پزشک معتبری است. مری اخیرا خبردار شده است که پدرش نارسایی قلبی وخیمی دارد.مادرش هم سال هاست که آنها را ترک کردهاست.عصر یک روز یکشنبه مری از خانه بیرون میزند.از خیابان های شهربی اعتنا به پسران جوانی که درخواست دوستی با او را دارند میگذرد و در مزارع حومه ی شهر به تماشای غروب خورشید مینشیند.شب هنگام وقتی به خانه بازمیگردد با خبر مرگ پدر خود روبرو میشود و درمی یابد که باید از این پس خود را برای زندگی تازهای آماده کند که چندان راحت نیست. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ خالد حسینی در این اثر درخشان و اثرگذار زبان گویای مردم ستمدیده کشورش (افغانستان) میشود و به موازات روایت تاریخ اجتماعی پنجاه سال اخیر سرزمینش، داستان زندگی دو زن (مریم و لیلا) را پیش میبرد. فقر، دربه دری، خشونت، جنگهای بیوقفه و مخرب و مهمتر از همه رنج زن بودن در چنین شرایطی به زیبایی در این رمان تصویر شده است. لیلا و مریم علیرغم تجربیاتی تلخ و دردناک همچنان و با تمام وجود برای رسیدن به زندگی بهتر و گرم نگه داشتن تنور عشق از پا نمینشینند. ”