امروز و فردا نکن

کتاب صوتی

کتاب صوتی امروز و فردا نکن

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

راهکارهای مفید پنج هفته‌ای برای اینکه از زیر کار در نروی

نام اصلی: Stop wasting time

ناشر: نشر لیوسا

سال چاپ: 1399

شابک:

خلاصه:

برنامه ی پنج هفته ای مدیریت زمان این کتاب مفید جایگزینی ندارد و مخصوصا برای بالا رفتن بازده کاری طراحی شده است. از بین بردن عادت امروز و فردا کردن به تعویق انداختن کارها دشوار است مگر اینکه دلیلش را بدانی. با پرداختن به برنامه ی پنج هفته ای این کتاب یاد می گیری که:

با انگیزه کار کنی، اهدافت را بشناسی و عادت های مولد و پربازده را بیاموزی
در انجام امور به خوبی تمرکز کنی.
کارهای سنگین و پروژه های مهم را در موعد مشخص تکمیل کنی.
از زیربار فشارهای عصبی بیرون بیایی و در زندگی حرفه ای و شخصی ات موفق شوی.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار فروغ بهرامی
کارگردان رضا عمرانی
تهیه کننده راضیه هاشمی

مدت زمان اثر: 4 ساعت و 34 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی قدرت قدرت

راندا برن

کتاب صوتی صراحت بیان صراحت بیان

جودی مورفی

کتاب صوتی وابی سابی وابی سابی

نوبوئو سوزوکی

کتاب صوتی درد عشق درد عشق

لودرو رینزلر

کتاب صوتی قهرمان قهرمان

راندا برن

تازه‌های ماه‌آوا

وارکرفت - آرتاس: ظهور لیچ کینگنویسنده: کریستی گلدنRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ مبارزه با دشمنی که قصد جانمان را دارد دشوار نیست، اما اگر این یاغیِ بدخواه بخشی از وجود خودمان باشد چه؟ کتاب صوتی وارکرفت - آرتاس: ظهور لیچ کینگ به زندگی شاهزاده‌ی منتیل، آرتاس جوان می‌پردازد که در مسیر انتقام از خصم، بر سر دوراهی عجیبی قرار می‌گیرد... . این اثر نوشته‌ی کریستی گلدن، نویسنده‌ی پرفروش نیویورک‌تایمز و یکی از جلدهای مجموعه‌ی وارکرفت است. ”

برگشتی در کار نیستنویسنده: اریک بردولRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ خانواده فارستر پسر بزرگشان را در جنگ از دست داده‌اند و به همین مناسبت "آن فارستر" ( مادر خانواده) هر سال در روز تولد پسرش شمعی پای قاب عکس او روشن می‌کند تا خاطره اش را زنده نگه دارد. جودیت و جرالد دو فرزند دیگر این خانواده هستند که خاطره چندانی از برادر از دست رفته شان ندارند. در یک غروب تابستانی که جودیت و جرالد از بازی تنیس برگشته‌اند با مرد غریبه نابینایی در خانه‌شان مواجه می‌شوند که به دلیل صدمات جنگ حافظه اش را از دست داده و سال ها در آسایشگاه بستری بوده است. در حالی که جرالد قصد دارد غریبه را از خانه بیرون کند، جودیت طی گفتگوی کوتاهی با غریبه احساس خوشایندی نسبت به او پیدا می‌کند. به خصوص که غریبه شباهت‌هایی با قاب عکس روی طاقچه نیز دارد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools