نگاهی اجمالی به کتاب“ اثری که پیش روی شماست، مجموعهای از حکایتها، جملات و اشعار الهامبخشی است که نگارنده در طول سالها مطالعه و تحقیق در دنیای زیبا و شگفتانگیز زندگی زناشویی با آنها آشنا شده است و به سبب ارزش و اهمیت والای آنها گردآوری شده است. امیدوارم این مجموعه بتواند همانطور که برای خود نگارنده اثربخش بوده است، برای خوانندگان فهیم آن نیز قابل استفاده و تأثیرگذار باشد و شما بتوانید در مقاطع مختلف زندگی از خرد و پیامهای نهفته در آن برای ساختن یک زندگی زناشویی موفق و توأم با شادکامی سود ببرید. گفتنی است حکایات و موضوعات گردآوریشده با سبک ویژهای به رشتهی تحریر درآمده است و بنا به ضرورت، مطالبی به آنها اضافه شده تا تأثیرات انگیزشی آن را فزونی بخشد و جان کلام را بهطور مؤثر به ذهن خواننده منتقل کند. در مجموع کوشش شده است که ویرایش مطالب بهگونهای باشد تا در مواقع لزوم، پیامها یا هشدارهای لازم را بهمنظور ایجاد باورهای نیروبخش برای تغییرات مثبت و پایدار در قلمرو زندگی زناشویی فراهم آورد. خوانندهی گرامی، این کتاب را نه به شوق نام و نه به ذوق نان نوشتیم، بلکه به امید آنکه چراغی گردد برای فرداهای آن عزیزانی که در آغاز راهند و مرهمی گردد بر تاول زخمهای کهنهی آن خوبانی که در نیمهی راهند تا شاید از گسستن پیوندی و از متلاشی شدن خانوادهای جلوگیری نماییم. خلاصه اینکه به قول فهیم فرزانه، دکتر علی شریعتی: «این تمام چیزی است که میتوانستیم، نه تمام چیزی که میخواستیم!» ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ نوری زنبوردار است و همسرش افرا، یک هنرمند. آنها زندگی سادهای دارند و در شهر زیبای حلب سوریه به سر میبرند تا اینکه جنگ داخلی بیپایان در این کشور آغاز میشود و این زوج ناچار به فرار میشوند. فرزند آنها سامی در اثر انفجار بمب کشته میشود و افرا نیز بینایی خود را از دست میدهد. حالا این زوج رنجور و ناامید باید سفری خطرناک را از طریق ترکیه و یونان به سمت آیندهای نامشخص در انگلیس آغاز کنند.
کتاب زنبوردار حلب تنها داستان خانوادهای نیست که تلاش میکنند روح زخمی خود را ترمیم نمایند بلکه شجاعت و پایداری آنها را برای مقابله با خطرات بسیاری به تصویر میکشد که اکثر پناهجویان با آن دست به گریبان میشوند.
کریستی لفتری توانسته است با قلم خود داستانی دلسوزانه و زیبا را از پیروزی روح انسان روایت کند و کتاب حاضر با داستان قدرتمند خود مفاهیم عمیقی را به شما یادآور میشود که شاید مدتهاست از یاد بردهاید. ”