نگاهی اجمالی به کتاب“ گراتزیا دلدا رمان راه خطا را در 25 سالگی نوشت و با انتشار آن در ایتالیا به شهرت رسید. شخصیت اصلی این رمان پسر جوانی بهنام پیترو از خاندان نوینا است. او عاشق دختر زیبا و مغروری بهنام ماریا میشود اما اینطور که به نظر میرسد، ماریا هیچ علاقهی متقابلی به او ندارد. پیترو تصمیم میگیرد از سابینا که او هم از خاندان نوینا و قوموخویش پیترو است خواستگاری کند؛ اما بهطرز غیرقابلمنتظرهای ماریا از این اتفاق برآشفته میشود. پیترو که به مخیلهاش هم نمیگنجید روزی بتواند به وصال دختر رویاهایش برسد، از ازدواج با سابینا چشمپوشی میکند و به ماریا قول میدهد زندگی ثروتمندانهای برای خودش و او فراهم کند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ هر کتاب روانشناسی یا انگیزشی که تاکنون خواندهایم معمولاً با رد پدیدهای به اسم «شانس» به ما توصیه کردهاند که به جای انتظار برای خوششانسی، خودمان آستینها را بالا بزنیم و فکری به حال اوضاعمان بکنیم. آلبرت اچ زد کار در کتاب صوتی چگونه درهای خوششانسی را به روی خود بگشاییم به شما ثابت میکند که نهتنها شانس در زندگی روزمرهی ما حضور دارد، بلکه بسیاری از رخدادهای زندگی ما را نیز تحت تأثیر خود قرار میدهد. البته نویسنده به این نکته هم اشاره میکند که هر آنچه درمورد چیستی شانس خوانده و شنیدهایم نادرست بوده. در حقیقت ما اصلاً شانس و ماهیت آن را نشناختهایم! آلبرت اچ زد کار قبل از هر توصیهای برای خودشانسی، ابتدا شما را با معنای دقیق این مفهوم آشنا میکند. ”