تمام چیزهایی که پسر کوچولوی من درباره دنیا باید بداند

کتاب صوتی

کتاب صوتی تمام چیزهایی که پسر کوچولوی من درباره دنیا باید بداند

کتاب صوتی تمام چیزهایی که پسر کوچولوی من درباره دنیا باید بداند

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: کوله پشتی

سال چاپ: 1396

شابک:

978-622-7064-99-5

خلاصه:

امیدواریم مبارزه برای تساوی حقوق، هرگز به جنگ بین جنسیت‌ها تبدیل نشود. هرگز باور نکنی که حقوق و اختیارات و آزادی‌های یک زن کمتر از توست و برای کار مشابهی که انجام می‌دهد، نباید به اندازه تو دستمزد بگیرد، و به ذهنت خطور نکند که می‌توانی به این نتیجه برسی که در آینده دیگر لازم نیست در را برای خانم‌ها باز نگه داری. و این که یک مرد نمی‌تواند هم‌زمان جنتلمن باشد، و از حقوق مساوی هم برخوردار باشد.

مادربزرگ‌هایت به تو یاد خواهند داد که این مسئله بی‌پایه و اساس است. چون درست است که می‌توانیم از نسل پدربزرگ‌هایت تعریف کنیم، ولی اگر زنان‌شان از آن‌ها پشتیبانی نکرده بودند، هیچ وقت آن قدر زمان در اختیار نداشتند که بخواهند درباره دنیا همه چیز را

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و میکس کیان شمس
انتخاب موسیقی کیان شمس
تهیه کننده راضیه هاشمی

تاریخ تولید اثر: مهرماه 98

مدت زمان اثر: 4 ساعت و 30 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

نگاهی اجمالی به کتاب

“ اعتماد به نفس، شما را قدرتمند می‌کند. حالا آماده‌اید تا چیزهای جدیدی امتحان کنید، به هدف‌های خود برسید، و به تصمیمات خود اعتقاد و اعتماد داشته باشید. البته نباید اشتباه برداشت کنید. داشتن اعتماد به نفس به این معنی نیست که هیچ وقت عصبی و مضطرب نشوید. اضطراب و ناامنی برای تمام انسان‌ها پدیده‌ای طبیعی است که همه آن را تجربه می‌کنند. قطعا در برخورد با مشکلات کوچک و بزرگ مضطرب و نگران می‌شوید، اما همین اعتماد به نفس و عزت نفس است که می‌تواند در پایداری و حل مشکلات مختلف تاثیر زیادی داشته باشد. این کتاب بر اساس آخرین و جدیدترین یافته‌های پزشکی و روان‌شناسی نوشته شده و مبنای مطالب آن رفتار درمانی شناختی است. با این حال برای این که بتوانید مطالب آن را درک کنید، نیازی نیست در این رشته‌ها تخصص داشته باشید. نویسندگان با زبانی بسیار ساده و روان این کتاب را نوشته‌اند. برای این که کار خواندن این مطالب آسان‌تر شود، نویسندگان آن‌ها را به اجزای کوچک‌تر و ساده‌تر تقسیم کرده‌اند. استفاده از نمونه‌ها و داستان‌های واقعی و نیمه‌واقعی، آن هم با زبان طنز و شیرین، باعث شده تا حال و هوای این کتاب شباهتی به فضای خشک و ملال‌آور کتاب‌های خودپروری نداشته باشد. ضمن این که از نقشه‌های ذهنی زیادی هم در آن استفاده شده که ساختاری بسیار ساده و قابل درک دارند. در این کتاب از هر دری صحبت شده است، از استرس و نداشتن اعتماد به نفس گرفته تا خواب و عدم رضایت در زندگی. به این ترتیب می‌توانید به‌راحتی مباحثی که برایتان جالب‌تر است انتخاب کنید و بخوانید. با این حال نویسندگان فصل‌ها و مطالب کتاب را طوری نوشته‌اند که وقتی پشت سر هم قرار می‌گیرند، مثل یک نقشه‌ی راه همه چیز را به شما نشان می‌دهد. پس بهتر است فصل‌ها را به ترتیب بخوانید، چون هر فصل ادامه‌ی فصل قبل است. راهکارهای زیادی در این کتاب وجود دارد. این که بخواهید از میان چند راهکار یکی را انتخاب کنید، ممکن است تمام تلاش‌هایتان را هدر دهد. تمام راهکارها را امتحان کنید تا ببینید کدام یک بیشتر با شخصیت و سبک زندگیتان سازگاری دارد. اگر از همه‌ی این امکانات استفاده کنید، امکان این که بتوانید اعتماد به نفستان را عمیق‌تر و ماندگارتر افزایش دهید، بیشتر است. ”

اینم شد زندگینویسنده: عزیز نسینRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ «اینم شد زندگی» یک مجموعه داستانی از نویسنده توانای اهل ترکیه، عزیز نسین است. او در این آثار طنز تلخ و سیاهی را برای توصیف پیرامونش به کار می‌گیرد تا معایب اجتماعی زمانش را برملا کند و با نقد آنها راهکار گذر از این معایب را نشان دهد. او منتقد بی‌رحم اما خوش‌زبان جامعه ترکیه است و البته خوش‌انصاف؛ زیرا همه تقصیرها را هم به گردن حکومت و سیستم اداری و... نمی‌اندازد. قلم او متوجه مردم هم هست و با نقد خرافات، کژبینی و کوتته‌فکری مردم، می‌کوشد توازنی در نقدهایش ایجاد کند و راه برون‌رفت از مشکلات را بیشتر بنمایاند. بخشی از کتاب: «بعد از اینکه مرا ختنه کردند اسم مرا در یک مکتب نوشتند. مکتب از خانه ما خیلی دور بود ولی چاره نداشتیم باید می‌رفتم، راستش از دوری راه زیاد ناراحت نبودم چون خیابانها را دید می‌زدم!... ملاباجی که من آنجا درس می‌خواندم سه تا دختر بزرگ داشت، هر سه‌تا سفید و خوشگل بودند و من از هر سه تاشان خیلی خوشم می‌آمد! مثل روس‌ها بودند. آخه از وقتی که روس‌ها به مملکت ما آمدند دوچیز را با خودشان آوردند. یکی زن‌هایِ خوشگل و سفید و یکی هم اسکناس‌های بزرگ!... پدرم دوتا از این اسکناس‌ها داشت. البته مردم زیاد داشتند. اسکناس‌های روسی توی دست و پای مردم ریخته بود وقتی روسها از ترکیه رفتند. انقلابیون اسکناس‌ها را جمع کردند بعد هم از اعتبار افتاد. البته ما غیر از دو تا نداشتیم. چه می‌شد کرد. پولی بی اعتبار هم گیر ما نمی‌آمد! پدرم پولهای به آن بزرگی را یک قروش فروخت!... وقتی به مکتب رفتم مادرم یک فینه قرمز رنگی برایم درست کرد و به سرم گذاشت. یک قلم و دوات هم برایم خرید که وقتی می‌نوشتم «جرجر» صدا می‌کرد! روز اول به مدرسه رفتم باید این دعا را حفظ می‌کردم «رب یسر و لما تیتر رب تمین بالخیر» یعنی «آفریدگارا کارم را آسان کن. نگذار سخت بگذرد. تو کارم را به خیر بگردان» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools