نگاهی اجمالی به کتاب“ از همان زمانی که اجدادمان با مفهوم «مدنیت» آشنا شدند و ضرورت وجود پدیدهای به اسم «حکومت» را درک کردند، «دیکتاتوری» به زندگی اجتماعی انسانها قدم گذاشت. اصولاً هیچ دورهای از تاریخ را سراغ نداریم که در گوشهای از دنیا استبداد و عوامل آن جولان ندهند. بااینحال، کمتر کتاب تاریخی یا سیاسیای نوشته شده که هدفش بررسی روش مشترک دیکتاتورها باشد. رندال وود و کارمینه دولوکا از معدود پژوهشگران و نویسندگانی هستند که جریانهای تاریخی و اجتماعی را به این دید نگاه کردهاند که دستورالعمل دیکتاتورها را کشف کنند و با مخاطبان خود به اشتراک بگذارند. نه، اشتباه نکنید! قرار نیست با شنیدن این کتاب دیکتاتور شوید یا مدرسهی دیکتاتورپروری راه بیندازید. هدف نویسندگان آن است که پدیدهی استبداد و دیکتاتوری را به بحث بنشینند و با اشاره به دهها نمونهی واقعی، مشخصات دیکتاتورها را برایتان روشن کنند.
کتاب صوتی خودآموز دیکتاتورها زبان طنز و کنایه را برای بازگویی تلخترین رویدادهای تاریخ برگزیده است. البته با دانستن این نکته ممکن است تصور کنید شاید اطلاعات نویسندگان چندان جدی نباشد و بهتر است شما هم این کتاب را جدی نگیرید اما برعکس، اطلاعاتی که در این اثر ارائه شده همگی با تفحص در مستندات تاریخی و اسناد معتبر به دست آمدهاند. پانویسهای مفصل کتاب نیز به شما کمک میکنند حتی اگر خیلی هم در جریان وقایع تاریخی نیستید، بازهم اشارههای تاریخی اثر حاضر را به خوبی درک کنید. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب «یک اتفاق مسخره» A Nasty Storyاثر «فئودور داستایفسکی» سال 1862 منتشر شد. این داستان را نویسنده پس از لغو نظام رعیتی دهقانان در روسیه به نگارش درآورد و ازاینجهت بازتابی از اتفاقهای اجتماعی و سیاسی آن دوران است. داستان این کتاب حول محور سه شخصیت «استپان نیکیفوروویچ»، «سیمون ایوانوویچ شیپولنکو» و «ایوان ایلیچ پرالینسکی» است که داستان با حضور آنها در یک اتاق شروع میشود. «ایوان ایلیچ» مشاور دولتی است و حدود چهل و سه سال سن دارد. او به مراسم عروسی یکی از رعیتهای خودش دعوت میشود، او تصمیم میگیرد در این مراسم شرکت کند. حضور این ژنرال در کنار مردم ضعیف و طبقهی پایین جامعه بازتابی از طبقات از هم پاشیدهی جامعهی آن زمان روسیه است.
«فئودور داستایفسکی» در داستان کتاب «یک اتفاق مسخره» حسهای متناقض «ایوان ایلیچ» را نشان میدهد. این فرد در موقعیتی حس برتری طلبیاش را سرکوب میکند در حالی که در قسمتهایی از داستان با صحبت کردن دربارهی اصلاحات تمایل به نشان دادن خودش دارد. او بهدنبال محبوبیت و توجهطلبی بیشتر از سوی بقیه یک ابله خودشیفته متصور میشود. «فئودور داستایفسکی» استاد نشان دادن روحیات درونی انسان است و تبحرش در این زمینه را میتوان در این اثر هم بهوضوح دید. اگر بخواهیم آثار این نویسنده را به دورهی متفاوت تقسیم کنیم این کتاب جزو دورهی اول آثار «فئودور داستایفسکی» است. ”