خاطرات خون آشام- بازگشت نیمه شب

کتاب صوتی

کتاب صوتی خاطرات خون آشام- بازگشت نیمه شب

کتاب صوتی خاطرات خون آشام- بازگشت نیمه شب

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر ویدا

سال چاپ:

شابک:

دسته بندی: داستان بلند/ تخیلی

خلاصه:

کتابی که اکنون نسخه‌ی صوتی آن پیش روی شما قرار دارد، هفتمین قسمت از مجموعه‌ی خاطرات خون‌آشام است که تحت عنوان بازگشت نیمه شب منتشر شده است. خاطرات خون‌ آشام - جلد هفتم: بازگشت نیمه شب که برای نخستین بار در سال 2011 روانه‌ی بازار شد، در زمره‌ی آثار پرفروش نیویورک تایمز قرار دارد.

النا گیلبرت از تاریکی بازگشته و موفق شده است دوست‌پسر خون‌آشام خود، استفان سالواتوره را با موفقیت از زندان آزاد کند. نجات استفان یک پیامد بعید با خود به همراه داشته است: برادر خون‌آشام او که رأس سوم این مثلث عشقی پرماجرا محسوب می‌شود، به موجودی فانی تبدیل شده و نامیرایی خود را از دست داده است. در این قسمت نیز، در حالی که این سه نفر پیچ و تاب‌ها و بزنگاه‌های هولناکی را پشت سر می گذرند، کماکان باید با شیاطینی که زادگاه النا، یعنی شهر کوچک فلس چرچ را تسخیر کرده‌اند، مقابله کنند. نبردی هولناک که النا، استفان و دیمن را به تاریک‌ترین لحظات زندگی‌شان رهنمود می‌سازد...

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار مرداس

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

مرخصی عاشقانهنویسنده: دوروتی پارکرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ دروتی پارکر نویسنده طنزپرداز زن در این مجموعه داستان ها نقش زنان در جامعه و در ارتباط با مردان را روایت می کند. داستان هایی رئالیستی وبرخوردار از مایه های طنز که در خلال آنها با نقاط ضعف شخصیت های زن داستان روبرو هستیم. ”

حماسه ویچر- جلد دوم- شمشیر سرنوشتنویسنده: آنجی سپکوفسکیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ مجموعه داستانی در دنیای گرالت ویچر که برخی از دوست‌داشتنی‌ترین شخصیت‌های این دنیا را معرفی می‌کند. یک کتاب غیرقابل از دست دادن برای طرفداران بازی‌ها و رمان‌ها. گرالت یک ویچر است؛ مردی که قدرت‌های جادویی‌اش با تمرین‌های طولانی و اکسیرهای مرموز تقویت شده و او را به جنگجویی قهار و قاتلی بی‌رحم تبدیل کرده است؛ اما او یک آدمکش معمولی نیست؛ کارش کشتن هیولاهای متنوع و اهریمن‌های خبیثی است که ویرانی به بار می‌آورند و به بی‌گناهان حمله می‌کنند. او در سرزمین‌ها پرسه می‌زند و به دنبال مأموریت می‌گردد؛ اما به تدریج متوجه می‌شود که بااین‌که برخی از شکارهایش کاملاً بدذات و شریر هستند، بعضی دیگر قربانی گناه، پلیدی یا سادگی شده‌اند. - بخشی از کتاب: آبله‌رو گفت: «حداقل سکه‌هامون سرجاشون موندن، کسی نیست که برای کشتن باسیلیسک بهش پول بدیم. بهتره دیگه برید خونه؛ اما در مورد وسایل و اسب اون افسونگر... خوب نیست که هدر بشن.» قصاب گفت: «آره، مادیان خوبیه و خورجین‌هاش پُرن. بیاین یه نگاهی بندازیم.» - چه‌کار دارید می‌کنید؟ مرد آبله‌رو با لحن تهدیدآمیزی گفت: «خفه شو، کدخدا. مزاحم نشو، وگرنه یه مشت می‌آد تو صورتت.» قصاب تکرار کرد: «مادیان خوبیه.» - از اسب دور شو، عزیز من. قصاب به‌آرامی سمت غریبه‌ای که ناگهان از پشت یک دیوار فروریخته سر درآورده بود برگشت، درست پشت جمعیتی که جلوی ورودی تونل ایستاده بودند. غریبه موهای قهوه‌ای مجعد و پرپشتی داشت، زیر کت کتان گشادش نیم‌تنه‌ای به رنگ قهوه‌ای تیره پوشیده بود، همراه با چکمه‌های بلند مخصوص سواری. مسلح نبود. او با لبخندی تهدیدآمیز تکرار کرد: «از اسب دور شو. اینجا چی داریم؟ یه اسب و خورجینش که متعلق به کس دیگه‌ای هستن؛ اما شما با طمع بهش چشم دوختین و می‌خواین بهش دستبرد بزنید. این کارِ شرافتمندانه‌ایه؟» آبله‌رو آرام دستش را داخل پالتوی خود فروبرد و به قصاب نگاهی انداخت. قصاب رو به جمعیت دست تکان داد، با اشاره‌ی او، دو جوان قوی‌هیکل با موهای کوتاه خارج شدند. هر دو چماق‌های سنگینی به دست داشتند، مثل آن‌هایی که برای بی‌هوش کردن حیوانات در کشتارگاه استفاده می‌شوند. مرد آبله‌رو درحالی‌که دستش را داخل پالتو نگه‌داشته بود، گفت: «تو کی هستی که به ما بگی چی شرافتمندانه‌ست و چی نیست؟» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools