
تهوعنویسنده: ژان پل سارتر
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب تهوع، رمانی فلسفی از ژان پل سارتر است که به عقیدهی خودش بهترین اثر او به شمار میرود. این کتاب داستان مورخ جوانی به نام آنتوان روکانتن را روایت میکند که از افسردگی و انزوا رنج میبرد و هیچ پیوندی با افراد خانواده ندارد.
آنتوان، شخصیت اصلی داستان تهوع (Nausea) هیچ دوستی ندارد و ارتباط او تنها به دانشاندوز؛ فردی که در کتابخانه ملاقات میکند و خانم صاحب کافهای که آنتوان معمولا به آنجا سر میزند، خلاصه میشود. علاوه بر اینها او با خاطراتی از معشوقهی سابقش که به صورت آنی تداعی میشوند زندگی میکند. وی پس از مدتی متوجه میشود «اشیاء بیجان» و «موقعیتهای خاص» بر درک او از خود و آزادی فکری و معنویش تأثیر میگذارند و احساسی مانند تهوع در سراسر وجودش برمیانگیزند.
او بعدا درمییابد موسیقی و ادبیات این تهوع را تسکین میدهند و به دنبال جاودانه شدن یا به عبارتی دیگر ارزشمند ساختن موجودیت خود و زندگیش، خود را وقف نویسندگی میکند. آنتوان همچنین با تغییرات پیوستهی وجود خود در جنگ است او باورش نمیشود که همان فرد دیروزی باشد. مشکل روکانتن یک افسردگی ساده یا یک بیماری روانی نیست، هر چند انزجار او از نیروهای وجودی و کشمکشهای او با معنای زندگی او را به این مرز میرساند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کودک 44 رمان تریلری است نوشته نویسنده انگلیسی، تام راب اسمیت و روایتگر مأمور سابق امنیتی شوروی، لئو دمیدوف، که به تحقیق درباره قتل چند کودک در شوروی دوران استالین میپردازد. این کتاب اولین قسمت از سه گانه تام راب اسمیت درباره تاریخ روسیه در دوران حکومت کمونیست است. داستان بر اساس پروندهی جنایتهای قاتل زنجیرهای اوکراینی «آندری چیکاتیلو» نوشته شده که در دههی هفتاد و هشتاد در روسیه کمونیستی مسئول قتل پنجاه و دو کودک متهم و به اعدام محکوم شد. - جوایز: کودک 44 برای 17 جایزه بین المللی کاندیدا شد که موفق به اخذ هفت جایزه از آنها شد. این کتاب در سال 2008 کاندیدای جایزه بوکر بود و جایزه خنجر فولادی یان فلمینگ را از آن خود کرد. این کتاب در برترین کتابهای دهه در فهرست ریچارد و جودی قرار گرفت و در سال 2009 جایزه ویورتون گود رید را دریافت کرد. همچنین در سال 2008 در فهرست جوایز دزموند الیوت قرار داشت. همچنین اسمیت جایزه بهترین نویسنده گالاکسی بوک را در سال 2008 دریافت کرد. - از مقدمه مترجم: علاوه بر این نویسنده با جزئیات فراوانی که در لابلای سطور داستانش به کار برده، با ذکاوت فراوان، خوانندهی خود را به شکل غیرمستقیم با مقطعی از تاریخ روسیه، هم از نظر سیاسی و هم از نظر اجتماعی، آشنا میکند. بهترین کاری که اسمیت انجام داده زمانی است که چگونگی پرورش جهالت را از دل سکوت و ترس نشان میدهد: ناتوانی در بیان حقیقت، تمام سلولهای هستی انسان را میخورد و آن زمان است که عشق تیره میشود. ”