شنود

کتاب صوتی

کتاب صوتی شنود

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

تجربه نزدیک به مرگ

نام اصلی:

ناشر: نشر ابراهیم هادی

سال چاپ: 1398

شابک:

دسته بندی: داستان کوتاه

خلاصه:

این کتاب داستان و تجربه نزدیک به مرگ را بازگو می‌کند. تجربه‌ عجیبی از دنیای پس از مرگ که با آموزه‌های دیانت اسلام منطبق است و می‌تواند برای اهل ایمان راهگشا باشد. جسم او ده روزی را در بیمارستان و در بدترین فشارها گذراند و به تایید پزشکان در کما بود. اما روحش به گشت و گذار در عالم پرداخت و حقایق بسیاری را به چشم دید. حقایقی که با گفته‌های علمای ربانی درباره معاد و زندگی پس از مرگ نیز مطابقت دارد.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار مریم نشیبا
تهیه کننده راضیه هاشمی

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی مسخ مسخ

فرانتس کافکا

کتاب صوتی بیابان تاتارها بیابان تاتارها

دینو بوتزاتی

کتاب صوتی گریز پا گریز پا

آلیس مونرو

کتاب صوتی شب های روشن شب های روشن

فئودور داستایفسکی

کتاب صوتی سوپرمارکت شبانه روزی سوپرمارکت شبانه روزی

سایاکا موراتا

کتاب صوتی شیطان به قتل می‌رسد شیطان به قتل می‌رسد

آگاتا کریستی

تازه‌های ماه‌آوا

نمایش صوتی سه خواهرنویسنده: آنتوان چخوفRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ آنتون چخوف در نمایش صوتی سه خواهر بیش از همه‌ی آثارش به جوانان و به‌ویژه روحیات زنان جوان توجه دارد. نسل آرمان‌خواه و تحصیل‌کرده‌ی روسیه، خودش را در برابر آینده‌ی تاریکی می‌بیند که دیگر جایی برای آرمان‌‌هایش باقی نگذاشته است. سه خواهر این نمایشنامه نیز که به همین نسل تعلق دارند، به جای فکر کردن به آینده، حسرت روزهای خوش گذشته را می‌خورند؛ حسرت روزهایی که در مسکوی شاد و پرهیاهو می‌گذراندند. نمایش صوتی سه خواهر با نگاه تیزبین آنتون چخوف، تصاویر دقیقی از جنبه‌های روحی و روانی شخصیت‌ها به مخاطب نشان می‌دهد. ایرینا که کوچکترین دختر خانواده است، هنوز با امید بازگشت به مسکو روزهایش را می‌گذراند. اولگا که خواهر بزرگتر است و تجربیات بیشتری دارد، زندگی را با عینک بدبینی برانداز می‌کند. ماشا هم به عنوان خواهر میانی، دختر عصبی و تندخویی است که با کمتر کسی سر سازش دارد. ”

و چشم‌هایش کهربایی بودنویسنده: مهری بهرامیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ و چشم‌هایش کهربایی بود رمانی است که از دریچه‌ای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» می‌پردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربه‌فردند. تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییک‌های کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکان‌دهنده را به تصویر می‌کشند و روایتگر ترس‌ها، تشویش‌ها، آرزوها و ناکامی‌های آدم‌های درون داستان‌اند... . در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: از همین‌جا پیداست و می‌بینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همان‌طور که توی هوا می‌چرخم زن هم می‌چرخد انگار و درخت هم وارونه می‌شود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که می‌زنم. درختِ وارونه ریشه‌هایش توی هوا می‌ماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من می‌خواهم از ریشه‌ها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث می‌کند دیگر نمی‌چرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت می‌ماند همان‌جا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمی‌گرداند و انعکاس رنگ مهره‌هام توی عسلی چشم‌هاش بی‌قرارم می‌کند... . ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools