علی کوچیکه

کتاب صوتی

کتاب صوتی علی کوچیکه

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد

نام اصلی: Ali kochike

ناشر: نشر سپید ماه آوا

سال چاپ: 1396

شابک:

خلاصه:

-

هنرمندان:
صدابرداری و میکس صنم کجوئی

تاریخ تولید اثر: مهر ماه 96

مدت زمان اثر: 12 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 1

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

M D

25 آبان 1397 ساعت 23:16

قشنگ بود??

کتاب صوتی مسخ مسخ

فرانتس کافکا

کتاب صوتی بیابان تاتارها بیابان تاتارها

دینو بوتزاتی

کتاب صوتی وضع بشر وضع بشر

هانا آرنت

کتاب صوتی گریز پا گریز پا

آلیس مونرو

کتاب صوتی شب های روشن شب های روشن

فئودور داستایفسکی

کتاب صوتی سوپرمارکت شبانه روزی سوپرمارکت شبانه روزی

سایاکا موراتا

تازه‌های ماه‌آوا

وابستگی متقابل- هم وابستگینویسنده: ملودی بیتیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب وابستگی متقابل 2 نوشته‌ی نویسنده‌ی پرفروش ملودی بیتی است که در سال 2008 منتشر شد. این کتاب درباره‌ی نحوه‌ی مراقبت کردن از خودمان در شرایط مختلف است. این‌که می‌گوییم مراقبت از خود منظور مراقبت از روح و روان و رفتارهایمان است. این کتاب در واقع یک راهنمای کامل برای یادگیری بودن ما است و به ما ابزارهای لازم برای پس گرفتن زندگی را با کنار گذاشتن شیوه‌های ناسالمی که تا قبل به کار می‌بردیم، می‌دهد. این کتاب شامل 4 بخش است که نویسنده در هر بخش یک مرور کلی و یک سری فعالیت‌های مربوط به یک رفتار خاص را ارائه می‌دهد. مراقبت، کنترل، انکار، سرکوب و ... از جمله این رفتارها هستند. در واقع این کتاب این امکان را برای ما فراهم می‌کند تا راهنمایی گام به گام برای شخصی‌سازی سلامت خود داشته باشیم. کتاب حاضر با عنوان هم‌وابستگی، نگاهی تازه است که برای نسل امروز نوشته شده است. این کتاب در ادامه کتاب وابستگی متقابل است که در سال 1986 منتشر شده بود. این کتاب در عین حال که مکمل کتاب وابستگی متقابل است، مطالب تازه‌ای دارد که به تنهایی هم قابل استفاده هستند. ”

کلاغی که با خدا حرف زدنویسنده: کریستوفر فاسترRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ شب به زودی سراسر جنگل را فرا گرفت. قورباغه‌های برکه آواز جمعی خود را شروع کردند. چند زاغچه مدت کوتاهی روی درخت مجاور با هم مشاجره کردند. جغدی در فاصله‌ای دوردست می‌خواند. از دور صدای گرگ می‌آمد. آخرین فکر سام، وقتی به خواب فرو می‌رفت، این بود که هنوز برای جوجه‌هایشان اسم انتخاب نکرده‌اند. با خود گفت: «باید فردا صبح در این باره صحبت کنیم.» پلک‌های سام به آرامی بسته شدند و او کلاغ‌وار تبسم کرد، همان لحظه اسمی از خاطرش گذاشت؛ اسمی برای آن جوجه‌ای که باعث افکار گوناگون، پیش‌بینی و هیجان او شده بود. جآشوا. او را جآشوا می‌خواندند، و این نام پدربزرگ سام و همسر اسمرالدا بود. جآشوا نام خوبی برای قهرمان بود، مگر نه؟ ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools