قدرت بی قدرتان

کتاب صوتی

کتاب صوتی قدرت بی قدرتان
اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر نو

سال چاپ:

شابک:

دسته بندی: سیاسی

خلاصه:

این مجموعه‌ی ارزشمند و تاریخی که نوشته‌های بیست‌وپنج سال از زندگی نویسنده را در بر می‌گیرد، به قلم واتسلاف هاول، نمایشنامه‌نویس اهل چک که بعدتر رییس‌جمهور کشورش شد، به رشته‌ی تحریر درآمده است. کتاب صوتی قدرت بی‌قدرتان از خلال جستارها و تأملاتی پژوهیده، تکامل واتسلاف هاول را از یک نمایشنامه‌نویس سربه‌زیر به رییس‌جمهوری جسور به نمایش می‌گذارد. نوشته‌هایی که نمایانگر خیزش اشتیاقی سرکوب‌شده برای آزادی است که رژیم توتالیتر چکسلواکی را سرنگون کرد.

این مقاله به تشریح ماهیت رژیم‌های کمونیستی آن زمان و زندگی در چنین رژیمی می‌پردازد، و برای این پرسش پاسخی اندیشیده ارائه می‌کند: چگونه رژیم‌ها با ماهیت خود می‌توانند شهروندان عادی را ناراضی کنند؟ واتسلاف هاول در این کتاب به سراغ مفهومی تحت عنوان «پساتوتالیترالیسم» رفته است و از آن به‌مثابه‌ی حیوانی درّنده‌خو در پوستین دامی اهلی و بی‌خطر یاد می‌کند. وجه مشترک هرآنچه در کتاب صوتی قدرت بی‌قدرتان می‌شنوید در این است که در همه‌ی مطالب آن نشانی از سختگیری فکری، اعتقاد اخلاقی و فصاحت بی‌تکلف واتسلاف دیده می‌شود.

هنرمندان:

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

رویای عمو جاننویسنده: فئودور داستایفسکیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ فئودور داستایوفسکی، نویسنده مشهور و تاثیرگذار اهل روسیه بود. ویژگی منحصر‌به‌فرد آثار وی روانکاوی و بررسی زوایای روانی شخصیت‌های داستان است. سوررئالیست‌ها مانیفست خود را بر اساس نوشته‌های داستایوسکی ارائه کردند. اکثر داستان‌های وی همچون شخصیت خودش سرگذشت مردمی است، عصیان زده، بیمار و روان‌پریش. ابتدا، برای امرار معاش، به کار ترجمه پرداخت، و آثاری چون اوژنی گرانده اثر بالزاک و دون کارلوس اثر شیلر را ترجمه کرد. ”

و چشم‌هایش کهربایی بودنویسنده: مهری بهرامیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ و چشم‌هایش کهربایی بود رمانی است که از دریچه‌ای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» می‌پردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربه‌فردند. تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییک‌های کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکان‌دهنده را به تصویر می‌کشند و روایتگر ترس‌ها، تشویش‌ها، آرزوها و ناکامی‌های آدم‌های درون داستان‌اند... . در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: از همین‌جا پیداست و می‌بینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همان‌طور که توی هوا می‌چرخم زن هم می‌چرخد انگار و درخت هم وارونه می‌شود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که می‌زنم. درختِ وارونه ریشه‌هایش توی هوا می‌ماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من می‌خواهم از ریشه‌ها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث می‌کند دیگر نمی‌چرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت می‌ماند همان‌جا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمی‌گرداند و انعکاس رنگ مهره‌هام توی عسلی چشم‌هاش بی‌قرارم می‌کند... . ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools