نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب مهندسی زبان بدن نوشته پویا ودایع، به طور کامل و مصور معنی انواع رفتارها و واکنشهای مختلف بدن را شرح داده و نشانههای هر نوع حالتی از بدن را بیان کرده است.
به واکنشهای غیر کلامی و رفتاریای که باعث میشوند فردی بدون صحبت کردن، با دیگران ارتباط برقرار کند زبان بدن میگویند. این رفتارها میتواند مربوط به وضعیت قرار گیری اعضای بدن، تغییرات چهره، اشارات ناخودآگاه، ژستها و حتی واکنشهای هیجانی شخص باشد.
توجه روز افزون به زبان بدن در روانشناسی جدید بیانگر این واقعیت است که کاربرد آن در ارتباطات از اهمیت ویژهای برخوردار است، 80 درصد ذهنیت افراد در همان 4 دقیقه اول آشنایی با شما تعیین میشود، پس باید مراقب اولین برخورد خود در 4 دقیقه اول باشید. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ رمان آناکارنینا نوشتهی لییو تولستوی، نویسندهی روس است و سروش حبیبی آن را به فارسی برگردانده است. این کتاب برای اولین بار در سال 1878 به چاپ رسید و خود تولستوی آن را اولین کتاب واقعی خود میدانست. آناکارنینا رمان پیچیدهای است که بیش از دوازده شخصیت اصلی دارد. موضوع رمان در مورد خیانت، ایمان، خانواده، جامعهی اشرافی روسیه، ازدواج، آرزو و زندگی روستایی است. داستان در مورد رابطهی خارج از ازدواج آنا با افسری جوان به نام ورونسکی است. این رابطه رسوایی زیادی برای هر دو به همراه میآورد و بیشتر موجب فروپاشی روابط و زندگی آنا میشود. یکی از اصلیترین مضامین رمان این است که: «هیچکس نمیتواند شادی خود را بر روی درد و رنج شخص دیگر بنا نهد.» به گفتهی بسیاری، شخصیت لوین در رمان درست مانند شخصیت اصلی تولستوی است. انگار که نویسنده عقاید خود را از زبان این شخصیت به مخاطب عرضه میکند. از طرفی نام تولستوی لییو است و نام خانوادگی روسی لوین هممعنا با لییو است. لوین از کیتی به همان روشی خواستگاری میکند که تولستوی از سوفیا (همسرش) خواستگاری کرده است. هماکنون تولستوی را به عنوان نویسندهای مشهور میشناسند؛ اما او در دوران خود یک مبدع بزرگ در زمینهی نویسندگی بود. استفاده از مونولوگ درونی امروز شاید امری عادی باشد؛ اما خود تولستوی برای اولین بار در رمان آناکارنینا از آن استفاده کرد. روشی که باعث میشود شخصیتها بدون واسطه در مورد افکار و احساسات خود صحبت کنند. نویسندههای پیشین مانند شکسپیر در نمایشنامهها از این روش استفاده میکردند؛ اما هیچگاه در رمانها از آن استفاده نشده بود. مونولوگ درونی باعث همدلی زیاد مخاطب با شخصیت میشود و باعث میشود از نزدیک انگیزههای شخص را درک کنیم. ”