نگاهی اجمالی به کتاب“ و چشمهایش کهربایی بود رمانی است که از دریچهای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» میپردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربهفردند.
تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییکهای کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکاندهنده را به تصویر میکشند و روایتگر ترسها، تشویشها، آرزوها و ناکامیهای آدمهای درون داستاناند... .
در قسمتی از این کتاب میخوانیم:
از همینجا پیداست و میبینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همانطور که توی هوا میچرخم زن هم میچرخد انگار و درخت هم وارونه میشود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که میزنم. درختِ وارونه ریشههایش توی هوا میماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من میخواهم از ریشهها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث میکند دیگر نمیچرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت میماند همانجا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمیگرداند و انعکاس رنگ مهرههام توی عسلی چشمهاش بیقرارم میکند... . ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ شاید اگر از ما بپرسند نخستین ترور به چه زمانی برمیگردد، با کمی تجسس در حافظهی خود به این نتیجه برسیم که قدمت چندانی ندارد و احتمالاً همزمان یا کمی پیشتر از جنگهای جهانی رخ داده است. همین که شنیدن نخستین مطالب کتاب صوتی کالبد شکافی ترور را آغاز کنید و با اندرو سینکلر همراه شوید، میبینید که ریشههای ترور به جایی در دل تاریکترین دالانهای تاریخ میرسد. به نقطهای که هیچ مورخ یا کتاب تاریخی نتوانسته به آن دسترسی داشته باشد. کتابهای دینی به ما میگویند نخستین ترور با قتل هابیل به دست قابیل اتفاق افتاد. درست است که در آن زمان هنوز حکومتی با مفهوم امروزی شکل نگرفته بود و طمع سیاسی پا به دنیای آدمها نگذاشته بود، اما این قتل را که نخستین کشتار به دست آدمیان به حساب میآید، میتوانیم نقطهی آغازی برای ترورهای امروزی بدانیم. ”