آن ماری سلینکو

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - دزیره - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

درنگ مرگنویسنده: ژوزه ساراماگوRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ در کتاب درنگ مرگ، اثر ژوزه ساراماگو، داستان از جایی شروع می‌شود که مرگ سراغ افراد یک سرزمین نمی‌رود و تا مدتی هیچ مرگی در محدوده جغرافیایی سرزمین مورد بحث گزارش نمی‌شود. این مساله با واکنش‌ها و محاسبات تازه‌ای همراه است. نگاه طنزآمیز نویسنده به دست‌ و پا زدن انسانی که ناگهان پس از تاریخی سرشار از کلیشه نابودی و مرگ، به بی‌مرگی دست‌یافته است، اما در این بی‌مرگی کاملاً منفعل است؛ فضای جالبی در داستان می‌آفریند. پس از مدتی مرگ تصمیم می‌گیرد به میان انسان‌ها برگردد، از این‌جا به بعد مرگ شخصیتی از شخصیت‌های داستان می‌شود که با فرستادن نامه‌های بنفش رنگ، موعد مرگ انسان‌ها را به اطلاع آن‌ها می‌رساند. دوباره انسان منفعل به دست و پا می‌افتد و این‌بار شکل تازه‌ای از تحیر انسان در وضعیت تازه‌ای که در ایجاد آن دخالتی ندارد، به چشم می‌آید. ساراماگو که با درازگویی‌های گاه ملال‌آور همه چیز را موقعیت نهایی فراهم می‌کند، ناگهان مرگ را در وضعیت تازه‌ای قرار می‌دهد؛ این بار مرگ منفعل می‌شود، چرا که نامه‌های بنفش رنگ یکی از کسانی که موعد مرگش فرارسیده است، برگشت می‌خورد. ژوزه ساراماگو (Jose Saramago) نخستین نویسنده‌ی پرتغالی‌ست که برنده جایزه نوبل ادبیات شده است. آثار او در زمره برترین‌های جهان قرار دارد. رمان‌های کوری و بینایی از جمله کتاب‌های برتر این نویسنده و مکمل هم هستند. کوری و بینایی هر دو از بیماری معنوی سخن می‌گویند که فهم بشر را از شناخت نادرست واقعیات نشان می‌دهند. ”

دختر رهبر سیرکنویسنده: یوستین گوردرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ گوردر در این کتاب همانند سایر آثار خود می‌کوشد تا مسائلی عمیق و فلسفی را در قالب یک داستان ساده و گیرا ارائه دهد اما تفاوت اصلی دختر رهبر سیرک با کتاب‌های دیگر گوردر مانور کمتر آن بر فلسفه است. نویسنده کتاب معروف «دنیای سوفی» این بار حکایتی از خاطرات دختری را بازگو می‌کند که سودای ثروت اندوزی در سر دارد: «تصمیم گرفته‌ام همه چیز را بازگو کنم. می‌نویسم تا خودم را بهتر بشناسم. تلاش می‌کنم تا حد ممکن روراست باشم. البته این بدین معنی نیست که من قابل اعتماد هستم. کسی که با هر آنچه در باره زندگی خویش می‌نویسد، می‌تواند خود را قابل اعتماد جا بزند، قاعدتاً حتی پیش از آن که عازم آن سفر دریایی پر مخاطره شده باشد، کشتی اش به گل نشسته و خود را به کشتن داده است.» پدرم را فقط روزهای یکشنبه می‌دیدم. ما به سیرک می‌رفتیم. سیرک بد نبود، اما وقتی به خانه برمی‌گشتیم برای خودم نقشه تهیه سیرک بهتری را می‌کشیدم. آن موقع هنوز نوشتن بلد نبودم و نقشه سیرک مورد علاقه‌ام را در ذهنم می‌پروراندم. در این قسمت هیچ مشکلی نبود من خود سیرک را هم در ذهنم مجسم می‌کردم که البته فقط شامل چادر بزرگ سیرک و صندلی‌ها نمی‌شد، تمام حیوانات و دست اندرکاران اجرای برنامه را نیز مجسم می‌کردم که چون نقاشی‌ام خوب نبود، کار سختی بود. خیلی زود و پیش از شروع مدرسه، نقاشی کشیدن را کنار گذاشتم. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools