نگاهی اجمالی به کتاب“ فرمانده ویلیام اچ مکریون بازنشسته نیروی دریایی ایالات متحده است.او در حال حاضر رئیس دانشگاه تگزاس سیستم است.در این کتاب او درسها و تجربیات ساده را که در تمرینات نیروی دریایی کسب کرده به عنوان درسهایی که در مقابل چالشهای زندگی کارساز است بیان میکند.همچنین در هر فصل داستانهایی دربارهی افرادی که با نظم، پشتکار، شرافت و شجاعت زندگی خود را ساخته و موفق بودهاند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ روزالیا دختر نوجوان پانزدهسالهای است که به همراه پدر و برادرانش در خانهای در حومهی شهر ساردین زندگی میکند. او با پسر ثروتمندی بهنام آنانیا آشنا میشود که رویای رسیدن به گنجهای پنهان نوراگه، شهری باستانی در ایتالیا، را در سر دارد و سهامدار مزارعی در همان حوالی است. روزالیا و آنانیا به یکدیگر دل میبندند اما در این میان یک راز نهفته و ناگفته وجود دارد: آنانیا متأهل است و این را از روزالیا پوشیده نگه داشته. طولی نمیکشد که حقیقت برای او روشن میشود اما آنها تصمیم میگیرند مخفیانه به رابطهی خود ادامه دهند و ثمرهی این عشق ممنوع پنهانی برایشان یک فرزند است. فرزندی که بعدها روزالیا بهخاطر تنگدستی او را ترک میکند. او با پدرش بزرگ میشود و تلاش میکند بهرغم نامشروع بودن، مشروعیت اجتماعی قابل قبولی برای خود دستوپا کند. اما بزرگترین دغدغهی او این است که مادرش را پیدا کند. آیا او موفق خواهد شد این دیدار را محقق کند؟ ”