نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب همه چیز به فنا رفته، کتابی درباره امید نوشتهی مارک منسون از عناوین پرفروش نیویورک تایمز، اضطرابها، پریشانیها و دلواپسیهایی را به تصویر میکشد که در لایه لایه زندگیمان نفوذ کرده و هیچ راه فراری از آنها وجود ندارد.
اگر به دنبال کتابی هستید که بعد از خواندن آن تغییرات زیادی در افکار و حالات روحیتان رخ دهد و از زمانیکه آن را مطالعه کردید احساس رضایت عمیقی در شما ایجاد شود؛ کتاب همه چیز به فنا رفته: کتابی درباره امید را انتخاب کنید.
احساسی که بعد از خواندن این کتاب در شما ایجاد میشود، شبیه حسی است که پس از دیدن یک فیلم خوب دارید با این تفاوت که بعد از خواندن این کتاب، تفکرات و دیدگاه شما به طور کل تغییر میکند و تحولی عظیم در زندگیتان رخ میدهد.
مارک منسون در این کتاب با حس شوخطبعی لطیف خود سعی دارد به جای مطرح کردن نتیجهگیری و پاسخهای قطعی و متعصبانه، سؤالات صحیحی را برای شما ارائه نماید و نتیجهگیری را بر عهده خودتان بگذارد. اینکه آیا بدون داشتن امید، میتوان زندگی کرد؟ چطور داشتن امید میتواند زندگیمان را در مسیری صحیح قرار دهد و از ما انسانهای بهتری بسازد؟
تمام پیشفرضهای کتاب همه چیز به فنا رفته، مطابق مطالعات و مشاهدات علمی و تفکرات متفکران بزرگ تاریخ است. بدون شک یکی از علتهای اصلی موفقیت کتابهای مارک منسون، همین دقت نظر و توجه به شعور شما به عنوان مخاطب است که منجر شده اولین کتابش به عنوان پرفروشترین آثار جهان شناخته شود. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ در کتاب درنگ مرگ، اثر ژوزه ساراماگو، داستان از جایی شروع میشود که مرگ سراغ افراد یک سرزمین نمیرود و تا مدتی هیچ مرگی در محدوده جغرافیایی سرزمین مورد بحث گزارش نمیشود.
این مساله با واکنشها و محاسبات تازهای همراه است. نگاه طنزآمیز نویسنده به دست و پا زدن انسانی که ناگهان پس از تاریخی سرشار از کلیشه نابودی و مرگ، به بیمرگی دستیافته است، اما در این بیمرگی کاملاً منفعل است؛ فضای جالبی در داستان میآفریند. پس از مدتی مرگ تصمیم میگیرد به میان انسانها برگردد، از اینجا به بعد مرگ شخصیتی از شخصیتهای داستان میشود که با فرستادن نامههای بنفش رنگ، موعد مرگ انسانها را به اطلاع آنها میرساند. دوباره انسان منفعل به دست و پا میافتد و اینبار شکل تازهای از تحیر انسان در وضعیت تازهای که در ایجاد آن دخالتی ندارد، به چشم میآید. ساراماگو که با درازگوییهای گاه ملالآور همه چیز را موقعیت نهایی فراهم میکند، ناگهان مرگ را در وضعیت تازهای قرار میدهد؛ این بار مرگ منفعل میشود، چرا که نامههای بنفش رنگ یکی از کسانی که موعد مرگش فرارسیده است، برگشت میخورد.
ژوزه ساراماگو (Jose Saramago) نخستین نویسندهی پرتغالیست که برنده جایزه نوبل ادبیات شده است. آثار او در زمره برترینهای جهان قرار دارد. رمانهای کوری و بینایی از جمله کتابهای برتر این نویسنده و مکمل هم هستند. کوری و بینایی هر دو از بیماری معنوی سخن میگویند که فهم بشر را از شناخت نادرست واقعیات نشان میدهند. ”