زیور ایزد پناه

از این نویسنده بشنوید:
برگردان:
  • کتاب صوتی - زندگی دومت زمانی آغاز می‌شود که می‌فهمی یک زندگی بیشتر نداری - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

بعد از زلزلهنویسنده: هاروکی موراکامیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ پنج سال پس از زلزله‌ی شهر کوبه در ژاپن، نویسنده‌ی خوش‌نام ژاپنی، «هاروکی موراکامی»، دست به قلم می‌شود و کتاب «بعد از زلزله» را منتشر می‌کند. این کتاب شامل پنج قصه است با داستان‌های مختلف که ظاهرا هیچ ارتباطی با زلزله ندارند. با این حال وقتی پشت سر هم قرار می‌گیرند، تصویر کاملی از آدم‌هایی می‌دهد که زلزله زندگی‌هایشان را ناخواسته زیر و رو کرده است. بعد از زلزله، در کنار سایر آثار موراکامی، جزو معدود نمایندگان قدرتمند ادبیات ژاپن در ایران است. در این پنج داستان موراکامی هم مانند سایر آثارش تنهایی و سرگشتگی انسان معاصر یکی از درون‌مایه‌های اصلی است. فراموشی و رنج در کنار این سرگشتگی معجونی تلخ و عذاب‌آور ساخته که آن را هر روز زهرش را به جان انسان دنیای مدرن می‌نشاند. شخصیت‌های داستان‌های بعد زلزله بسیار ملموس و قابل باور هستند. قهرمانان این داستان‌ها افراد فوق‌العاده‌ای نیستند و حتی در همین گوشه و کنار هم دیده می‌شوند، آدم‌های معمولی با زندگی‌های معمولی. همین‌طور گفت‌وگو ها هم بدون اغراق و به شکل طبیعی و روزمره نوشته شده است. چیزی که باعث می‌شود پای حرف‌های موراکامی بنشینیم و به قصه‌هایش گوش کنیم، هنر این نویسنده در شخصیت‌پردازی و فضاسازی‌های قوی است. جالب اینجاست که او حتی خیلی اصراری روی توصیف و وصف‌حال‌های طولانی و پر از جزییات ندارد. او از ساده‌ترین و درست‌ترین کلمات برای نوشتن استفاده می‌کند. آن‌قدر ساده و بی‌دغدغه می‌نویسد که از همان اول که کتاب را شروع می‌کنیم، وارد داستان می‌شویم. آدم‌ها، خانه‌ها، حرف‌ها و رفتارها همه زنده و ملموس هستند. ”

نگاهی اجمالی به کتاب

“ اثری پرفروش و قدرتمند درباره‌ی برخورد تصادفی دو زن که زنجیره‌ای خیره‌کننده از دروغ‌ها را آشکار کرد. کتاب اعترافات در ساعت 7:45 اثر لیزا آنگر داستان هم‌صحبتی دو غریبه را در قطار روایت می‌کند که به برملا کردن رازهای زندگی خود برای یکدیگر می‌پردازند. درباره کتاب اعترافات در ساعت 7:45: به راستی چه کسی می‌تواند محرم اسرار دیگری باشد؟ تا به حال به این فکر کرده‌ای که به دور خودت حصار بکشی و نه رازت را به کسی بگویی و نه سِر دیگران را درون خودت حمل کنی؟ زیرا که راز بین سه نفر تنها زمانی راز باقی می‌ماند که دو نفر آن‌ها مرده باشد... سلنا مورفی در وضعیت بدی به سر می‌برد. او به تازگی فهمیده ‌است همسرش با پرستار بچه‌شان رابطه دارد. او یک روز در قطار نشسته بود و از محل کار به خانه برمی‌گشت که در این میان خانمی شروع به صحبت با او کرد. زن پیش سلنا اعتراف کرد که با رئیسش رابطه دارد. سلنا نیز از ماجرای رابطه‌ی پنهانی همسر و پرستار با زن غریبه می‌گوید. با رسیدن به مقصد، او تصور کرد گفت‌وگو به پایان رسیده و آن‌ها دیگر هرگز با هم هم‌کلام نخواهند شد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools