نگاهی اجمالی به کتاب“ امبر در بیمارستان از خواب بیدار می شود. نمی تواند تکان بخورد. نمی تواندحرف بزند. نمی تواند چشم هایش را باز کند. او می تواند صدای هر کسی را در اطرافش بشنود؛ اما آنها از این موضوع کاملا بی خبرند. امبر به یاد نمی آورد که چه اتفاقی رخ داده؛ اما بر این شک است که این قضایا با شوهرش ارتباط دارد. با نوسانی که میان اتفاقات کنونی، وقایع یک هفته قبل از تصادف و خاطراتی مربوط به بیست سال پیش و دوران کودکی او صورت می گیرد. ”

هوونویسنده: ویلیام ترور
نگاهی اجمالی به کتاب“ ویلیام ترور از بزرگترین نویسندگان داستانهای کوتاه بلند و نمایشنامههای ایرلندی در قرن اخیر است. بسیاری نیز وی را بعنوان یکی از بزرگترین نویسندگان داستانهای کوتاه انگلیسی زبان میدانند.در داستانهای او هم فضای انگلیسی و هم فضای ایرلندی به خوبی ملموس است. در مجموعهای که پیش رو است تنهائی انسانها و ناتوانی آنها در مواجهه با این تنهائی و درک علت آن به زیباترین شکل ممکن به تصویر کشیدهشدهاست. تنهائی که غالبا درک آن برای دیگران سخت و یا غیرممکن است. ”