نگاهی اجمالی به کتاب“ داستانی مملو از احساسات عمیق و خفته. کتاب صوتی حریق در باغ زیتون قصهی افرادی است که هرکدام در تنهایی خود معنایی یگانه برای انسانیت مییابند. یک طرف این رمان پرکشش خانوادهای فقیر است که به دنبال راهی برای نجات آیندهشان هستند و سمت دیگر، خانوادهای مرفه که ارتباطی نزدیک با آنها دارند. گراتزیا دلدا در خانهی هرکدام آنها ماجراهایی را به جریان انداخته که با وجود تفاوتها در یک نقطه مشترکند: تغییر سنتها. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ ساعت سه بعد از نیمه شب زنگ تلفن در خانه میپیچد."جک "با فریاد همسرش از خواب میپرد و میرود گوشی را برمیدارد.آن سوی خط صدای زنی مست میآید که میخواهد با مردی به نام " باد" صحبت کند.جک با عصبانیت گوشی را میگذارد.این اتفاق یکی دوبار دیگر میافتد.جک و آیریس که حسابی بیخواب شده اند تا خود صبح توی تختخواب از چیزهایی حرف میزنند که تا بحال نگفته بودند و تازگی دارد.در حالی که صبح روز بعد کار و زندگی روزمره دوباره در انتظار آنان است. ”