نگاهی اجمالی به کتاب“ رمان کمی قبل از خوشبختی، رمانی بسیار خواندنی درباره ی مسائل معمولی و پیش پا افتاده ای است که همه ی ما[حتی اگر به این موضوع اقرار نکنیم]به آن ها علاقه مند هستیم. این رمان به عزیزترین و باارزش ترین دارایی های انسان می پردازد
مهربانی، دوستی، عشق و فرزندان. کتاب، داستان مادری تنها و مجرد به نام ژولی را روایت می کند که به همراه پسرش، لولو، زندگی می کند و صندوق دار یک سوپرمارکت است. در زندگی پراسترس ژولی، پسرش تنها نقطه ی امید اوست و به نوری می ماند که تمام تاریکی های ناشی از فشار کار و زندگی را از بین می برد. اما روزی، یکی از مشتری ها[مردی پولدار و به تازگی مجرد شده]شیفته ی ژولی می شود و ماجرای این رابطه ی پرفراز و نشیب، داستان رمان را جلو می برد. رمان کمی قبل از خوشبختی، سرودی امیدبخش است درباره ی این که انسان همیشه مسیری برای ادامه دادن خواهد یافت؛ درباره ی این که زندگی از مرگ قوی تر است و خوشبختی، هنوز در جایی منتظر ماست. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ فرقی ندارد مهمترین هدفمان در زندگی تربیت فرزندانی سالم باشد، یا اینکه دغدغهی موفقیت کسبوکارمان را داشته باشیم، سعی کنیم زندگی زناشویی مطلوبی را تجربه کنیم و یا به موفقیتهای تحصیلی بیندیشیم. در هر صورت، برای رسیدن به وضع ایدهآل و آرزوهایی که در ذهن میپرورانیم، لازم است تنها یک کار را انجام دهیم: فاصلهی میان خود و اهدافمان را از میان برداریم. شاید بتوان هر تلاشی برای موفقیت را نوعی از میان برداشتن فاصله دانست. نقطهی آغاز، امروز و نقطهی پایان، شرایط دلخواهمان و همچنین مسافر این مسیر هم خودمان هستیم. کن بلانچارد، دانا رابینسون و جیم رابینسون در کتاب صوتی فاصلهها را از میان بردار، راهنمای شما در این سفر پرفرازونشیب خواهند بود. ”