نگاهی اجمالی به کتاب“ راوی داستان در ایستگاه قطاری دورافتاده و پرت با مرد مرموز و افسرده ای آشنا می شود که سالهاست به عنوان علامت چی در این ایستگاه کار میکند.مرد علامتچی از اشباحی حرف می زند که او و ایستگاه را احاطه کرده اند و خبرهای ناخوشایندی می آورند.راوی ابتدا حرف های علامتچی را جدی نمیگیرد تا اینکه حادثه ای تلخ روی می دهد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ زن و شوهری در بحبوحه سالهای جنگ در چنین شبی یلدا را جشن می گیرند. درباره سفیدی هندوانه حرف می زنند که آژیر وضعیت قرمز از رادیو پخش می شود و .... ”