نگاهی اجمالی به کتاب“ هر کسی رازی دارد... کتاب پیدایت کردم به قلم لیزا جول، با روایتی پر تنش و رازآلود، زندگی افراد گوناگونی را به تصویر میکشد که هر کدام قصهای هیجانانگیز را برای شما خلق میکنند.
نزدیک ساحل زیبای شهر رایدینگ هوس، زنی تنها همراه با فرزندانش زندگی میکند. این زن که آلیس نام دارد با فروش کارهای هنری دستساز امرار معاش میکند. در یکی از روزهایی که آلیس به دنبال فرزندانش رفته بود تا آنها را از مدرسه به خانه بیاورد، مرد غریبهای که زیر باران کاملاً خیس شده بود و سردرگم به نظر میآمد توجه او را جلب کرد.
آلیس به سوی آن مرد رفت و از او خواست تا زیر باران نماند اما مرد عجیب، در حال و هوایی دیگر سیر میکرد و عکسالعملهای تعجبآوری از خود نشان میداد. آلیس در همان گفت و گوی کوتاهش با مرد، متوجه شد که وی جایی برای ماندن ندارد، برای همین او را به خانه خود برد.
درست در همان لحظه، در اطراف لندن، تازه عروسی به نام لیلی در خانه منتظر است تا همسرش از محل کار به منزل بیاید، اما همسرش دیر کرده و لیلی بسیار نگران است. پس از مدتی به لیلی خبر بدی میرسد و او متوجه میشود که مطابق تحقیقات پلیس، شخصی که لیلی با او ازدواج کرده اصلا وجود خارجی ندارد! ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ ماگدا سابو در کتاب ترانه ایزا ماجرای پیرزنی را روایت میکند که همسر خود را از دست داده است و برای ادامهی زندگی نزد دخترش ایزا میرود. این مادر و دختر تصمیم دارند که کنار هم باشند، اما این تصمیم کشمکشهای احساسی بسیاری ایجاد میکند که برای هر دوی آنها گران تمام میشود.
این رمان جذاب سالها قبل از کتاب «در» که مشهورترین اثر ماگدا سابو است، نوشته شد اما مدتها طول کشید تا این کتاب به زبان انگلیسی ترجمه شود. کتاب حاضر از نظر موضوعی شباهتهای زیادی به رمان «در» دارد و بارزترین آنها را میتوان به بررسی ماهیت زندگی شهری، تناقض نسل جدید و قدیم و ... دانست. ”