نگاهی اجمالی به کتاب“ معرفی کتاب خاطرات پس از مرگ براس کوباس
ژواکیم ماریا ماشادو د آسیس (1908- 1839)، نویسنده برجسته برزیلی است.
«خاطرات پس از مرگ براس کوباس» اینگونه آغاز میشود: «من نویسندهای فقید هستم اما نه به معنای آدمی که چیزی نوشته و حالا مرده بلکه به معنای آدمی که مرده و حالا دارد مینویسد».
د آسیس، در ابتدا تصمیم میگیرد براس کوباس ماجرای خود را از مرگ خویش آغاز کند و از آخر به اول روایت کند.
ماشادو د آسیس با این تمهید هشیارانه و بیمانند راوی این زندگینامه را آزاد میگذارد تا فارغ از دغدغههای آدمی زنده، زندگی خود را روایت کند و روایت این زندگی فرصتی میشود تا نویسنده تیزبین و متفکر با زبانی آمیخته به طنزی شکاکانه زیر و بم وجود آدمی، عواطف و هیجانات، بلندپروازیها و شکستها و پیروزیهای او را از کودکی تا دم مرگ پیش روی ما بگذارد و پرسشهایی ناگزیر را در ذهنمان بیدار کند.
د آسیس با گذشتن از رومانتیسم و ناتورالیسم، راهی خاص برگزید و این راهی است که در ادبیات جهان به نام خود او شناخته شده؛ هرچند تاثیر نویسندگانی چون لارنس استرن و زاویر دْ مستر بر آن انکارناپذیر است. برخی منتقدان سبک او را رئالیسم روانکاوانه نام نهادهاند. داستانهای ماشادو روایتی است طنزآمیز، آکنده از تمسخر، شکاکانه و در عین حال با این تعمد که ماهیت داستانی روایت را به خواننده گوشزد کند.
دنیای ماشادو سرشار از ابهام و عدم قطعیت است.
در «خاطرات پس از مرگ براس کوباس»، راوی مرده است و فارغ از داوری زندگان و از جایگاهی فراتر از ایشان زندگی خود را روایت میکند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ تمامی استادان و خردمندان حوزهی معنویت و خودآگاهی، از ما میخواهند به جای سالها جستوجو در دنیای بیرون و کشف عوامل خوشبختی، کمی هم به دنیای درون مشغول شویم. شکی نیست که آشنایی با چیستی دنیا تنها در گرو شناخت خودمان است. تنها در این حالت است که در کوتاهترین زمان، بینشی عمیق، پایدار و نامتزلزل درمورد هستی خواهیم یافت. بااینحال، هنوز چگونگی خودشناسی و کنکاش جهان درون، برای بسیاری از ما ناشناخته و شاید غیرممکن به نظر بیاید. موجی، از برجستهترین عارفان معاصر، با نگارش کتاب وسیعتر از آسمان، عظیمتر از فضا راه دستیابی به خودآگاهی را به ما نشان داده است.
نویسنده به شما یادآوری میکند که برای درک آگاهی معنوی، نیازی به «یادگیری» نیست. بله، اینجا دیگر کلاس درس نیست که بخواهیم نکاتی دیکتهشده از سوی معلم را فرا بگیریم و بدون حلاجیکردن این آموزهها، صرفاً آنها را به ذهن بسپاریم. برای شناخت خود و کل هستی، تنها به یک آینه نیاز داریم که روبهروی آن بنشینیم و تمامی پرسشهای هستیشناختی و انسانشناسانهی خود را از همان کسی بپرسیم که از درون آینه به ما مینگرد. پاسخ همهی سؤالات و منبع جامع دانشها، خود شمایید. ”