نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب مکالمات روزمرهی انگلیسی، به تالیف لیلا زارع، با این قابلیت طراحی و ارائه شده است که هم به عنوان کتابی آموزشی برای طیف وسیعی از زبان آموزان، از مبتدی تا حرفهای و هم به عنوانی کتابی برای افزایش اطلاعات عمومی در زبان انگلیسی مورد استفاده قرار گیرد.
گاهی بیان یا نوشتن تنها یک کلمه، مفهومی عمیق و جامع را به شنونده یا خواننده میرساند و چه بسا از یک جمله بهتر و مفیدتر باشد. بنابراین کلمات به صورت انفرادی، از جملات یا حتی یک متن کوتاه چیزی کم نخواهند داشت، به ویژه در شیوه های نوین یادگیری زبانهای خارجی که مفهوم کلمات و عبارات نقشی ویژه یافتهاند و در راستای هدف یادگیری یک زبان خارجی که همانا یادگیری چگونگی تفکر در زبان مورد نظر و در پی آن یادگیری صحبت کردن در آن زبان میباشد مورد استفاده قرار میگیرند. در این بین، یادگیری کلمات ملموس و کاربردی که به صورت عمومی توسط تمام اقشار جامعه مورد استفاده قرار میگیرند، به بیان دیگر کلمات مورد استفاده در مکالمات روزمره، از نخستین گامهایی است که برای رسیدن به این هدف باید برداشته شود. در اینجا شما به مجموعهای کامل از کلمات پرکاربرد در مکالمات روزمره دسترسی دارید. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ از چه باید گفت؟ داستان مردی تشنه محبت که با زنی دلفریب ملاقات میکند و به او دل میبازد ایدهای آشنا در دنیای ادبیات داستانی است. تعداد نویسندگان بسیاری برای توصیف چنین دیداری دست به قلم شدهاند را بیاغراق نمیتوان شمرد اما وقتی فئودور داستایوفسکی -کسی که هیچ شخصیتی را به ما معرفی نمیکند مگر آنکه تحلیلی روانشناسانه و دقیق از او در اختیارمان بگذارد- تصمیم به تالیف داستانی عاشقانه میگیرد، باید انتظار چه چیزی را داشته باشیم؟ کتاب صوتی شبهای روشن چه حرفی برای گفتن دارد که بعد از تقریبا دویست سال هنوز شنیدنی است؟
راوی این داستان کوتاه مانند دیگر شخصیتهای مخلوق نویسنده فردی است حساس، درونگرا، خیالپرداز و منزوی. او که روزگارش بیهیچ دوست و آشنایی در سن پترزبورگ میگذرد در طلب عشقی ناب میسوزد، اما چه حیف که بهاندازهی تنهاییاش در ارتباط با دیگران هم خام است. همین نبود روابط اجتماعی راوی قصه را به سفرهایی پایانناپذیر در شهر سوق داده. مرد جوان در خیابانها قدم میزند در حالی که مکالمهی میان ساختمانها را تصور میکند. او به آدمها مینگرد و از خودش میپرسد این پیرزن کیست؟ آن مرد میانسال و جدی چه دلیلی برای آن همه عجله داشت؟ زوج خوشبختی که بر پل ملاقات کردم چطور با هم آشنا شدند؟ ”