نگاهی اجمالی به کتاب“ دو سال است که پل هانسن دوران محکومیت خود را در زندان ایالتی مونترال میگذراند. او با هورتون که در قتلی مشارکت داشته، همسلول است…
هانسن سرپیشکار مجتمع ساختمانی اکسلسیور بوده است؛ جایی که در آن استعداد سرایداری، باغبانی و مباشریاش را به نمایش گذاشت و مهمتر از همه، یاور و تسلیبخش افراد اندوهگین بود. او در حین خدمت کردن به یکی از ساکنان ساختمان، با دختری به نام وینونا آشنا میشود که خلبان هواپیمای آبنشین و شغلش جابجا کردن مرسولات و افراد بر فراز ابرهاست. همهچیز بهزودی دستخوش تغییر میشود. فردی جدید مدیریت اکسلسیور را برعهده میگیرد، درگیری آغاز میشود و حادثهای غریب رخ میدهد… ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ در جامعهی مدرن امروز، بیشتر افراد با کار زیاد به دنبال فراهم کردن نیازهای مادی خود هستند. اکثر افراد با وجود دستیابی به بسیاری از خواستههایشان، همچنان از نعمتهایی که به آنها عرضه شده غافل هستند و شکرگزار آنها نیستند. این افراد همیشه اعتقاد دارند که چیزی در زندگی آنها کم است و منتظرند تا تنها زمانی که از طرف خدا در زندگیشان معجزهای اتفاق بیفتد، از خداوند بابت آن سپاس گزاری کنند. در کتاب معجزه، راندا برن به خوانندگان خود میآموزد که چطور خداوند را بهخاطر نعمتهایی که به انسان داده است شکر کنند و با این شکرگزاری، به آرامش واقعی در زندگی خود برسند. ”