نگاهی اجمالی به کتاب“ با به کار گرفتن روشی که خوزه سیلوا در کتاب کنترل ذهن ارائه میدهد پاسخ سوالات بسیاری را درک خواهید کرد. سؤالهایی از جمله این که چگونه عادات مخرب را برای همیشه ترک کنیم؟ چگونه الگوهای زندگی خود را از بین ببریم؟ چطور میتوانیم استرس زندگی مدرن را کنترل کنیم؟ از چه طریقی میتوانیم از انرژی ذهنی استفادهنشدهی خود در زندگی شغلی، تجاری یا مالیمان استفاده کنیم؟ او همچنین اصول خارقالعادهای را که توانمندی پنهان ذهن شما را آشکار میکند برمیشمرد و از مفهومی تحت عنوان ریتم طبیعی زندگی حرف میزند که با بهکار گرفتن آن میتوانید به هر بحرانی غلبه کنید. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ بسیار پیش آمده که آدمهای خوب دور و برمان را در حال انجام کارهای بد ببینیم! کارمند محترمی که سالها یک مسیر مستقیم را از خانه به محل کار میرفته و بعد در آخرین سال کاری او را به جرم اختلاس میگیرند. خانم خوبی که ده سال با همسرش زندگی کرده و مادری مهربان برای سه فرزندش بوده و در اوایل میانسالی خبر خیانتش را میشنوید.
چرا در حالی که بسیار فرشتهوار زندگی میکنیم بخشهایی در وجودمان هست که شبیه به دیو ما را به قهقهرا میبرد و در یک لحظه تمام آنچه روزها برای ساختنش تلاش کردهایم با یک فریاد بر سر معشوقهمان، با تن دادن به یک وسوسه زیر سوال میبرد و ما در لحظهای بخشی از وجود خود یا اطرافیانمان را میبینیم که هرگز خیال وجود داشتنش را هم نداشتهایم؟
دبی فورد معتقد است که باید درک کنیم که انسان جمع اضداد، مجموع خوب یا بد، روشنایی و ظلمت، ضعف و قدرت، استعداد و حماقت است و تمامی آدمها بالقوه تمام صفات و خوب و بدی که میتوانید تصور کنید در خود دارند؛ روندی رو به رشد در شخص آغاز خواهد شد. هر صفتی که در دیگران میبینید از قتل و تجاوز گرفته تا وقف شدن برای یک خیریه در ما وجود دارد. وضعیت آدمی در هر لحظه در یکی از این دو قطب است. ”