نگاهی اجمالی به کتاب“ از چه باید گفت؟ داستان مردی تشنه محبت که با زنی دلفریب ملاقات میکند و به او دل میبازد ایدهای آشنا در دنیای ادبیات داستانی است. تعداد نویسندگان بسیاری برای توصیف چنین دیداری دست به قلم شدهاند را بیاغراق نمیتوان شمرد اما وقتی فئودور داستایوفسکی -کسی که هیچ شخصیتی را به ما معرفی نمیکند مگر آنکه تحلیلی روانشناسانه و دقیق از او در اختیارمان بگذارد- تصمیم به تالیف داستانی عاشقانه میگیرد، باید انتظار چه چیزی را داشته باشیم؟ کتاب صوتی شبهای روشن چه حرفی برای گفتن دارد که بعد از تقریبا دویست سال هنوز شنیدنی است؟
راوی این داستان کوتاه مانند دیگر شخصیتهای مخلوق نویسنده فردی است حساس، درونگرا، خیالپرداز و منزوی. او که روزگارش بیهیچ دوست و آشنایی در سن پترزبورگ میگذرد در طلب عشقی ناب میسوزد، اما چه حیف که بهاندازهی تنهاییاش در ارتباط با دیگران هم خام است. همین نبود روابط اجتماعی راوی قصه را به سفرهایی پایانناپذیر در شهر سوق داده. مرد جوان در خیابانها قدم میزند در حالی که مکالمهی میان ساختمانها را تصور میکند. او به آدمها مینگرد و از خودش میپرسد این پیرزن کیست؟ آن مرد میانسال و جدی چه دلیلی برای آن همه عجله داشت؟ زوج خوشبختی که بر پل ملاقات کردم چطور با هم آشنا شدند؟ ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ مارک منسون در کتاب هنر ظریف اهمیت ندادن که یکی از پرفروشترین عناوین نیویورکتایمز به شمار میآید، به شما میگوید از شکست نهراسید چرا که بیشتر شکست خوردن، لازمهی بیشتر موفق شدن است. او همچنین راهی برای تغییر و بهبود زندگی پیش پایتان میگذارد.
همهی انسانها دوست دارند زندگی سرشار از رفاه و خارقالعادهای داشته باشند و به تمام آرزوها و اهداف کوچک و بزرگشان دست پیدا کنند. اما درست به همین علت است که به هیچ جایی نمیرسند! چه کسی اظهار کرده که معمولی بودن خوب نیست؟ چه کسی گفته همهی انسانها در تمامی عرصهها و زمینهها باید از مهارت کافی برخوردار باشند؟ مارک منسون در کتاب هنر ظریف اهمیت ندادن از شما درخواست میکند تا این اثر را به عنوان کمکی برای زندگی، دقیقتر مورد مطالعه قرار دهید.
اغلب مردم تصور میکنند بیخیالی نوعی بیتفاوتی و آرامش خیال نسبت به همه چیز است، آرامشی که از تمام طوفانها میگذرد. آرزوی آنها این است به فردی تبدیل شوند که هیچ چیز تکانش نمیدهد و هیچکس را خراب نمیکند. ”