نگاهی اجمالی به کتاب“ داستانی پرپیچوخم از سایاکا موراتا (Sayaka Murata) نویسندهی جوان و مطرح ژاپنی که ما را با غافلگیریهای متعدد حیرتزده میکند! کتاب صوتی سوپرمارکت شبانه روزی دربارهی کیکو، زنی سیوشش ساله و ساکن توکیو است. کیکو در کودکی هرگز توسط خانواده و مدرسه پذیرفته نشده اما وقتی بهعنوان کارمند فروشگاه زنجیرهای استخدام شد، بالاخره هدفی در زندگیاش پیدا کرد. حالا او کاری برای انجام دادن داشت، دستورالعملهایی که برای هر لحظهاش قانونی تعریف کرده بودند و این که موقعیتهای پیشبینینشده خیلی کم اتفاق میافتاد به او آرامش میداد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ با تمام عضلات بدنم که باهم متحدانه میخواهند از حال بروم، مقابله میکنم. همهی عضلاتم انگار باهم از من میخواهند به مدرسه نروم. میخواهند بهجای دیگری بروم و تا فردا پنهان شوم؛ ولی اهمیتی نداشت، هر وقت به مدرسه برمیگشتم، مجبور بودم با آن آدمهای داخل نوارها روبهرو شوم. به ورودی پارکینگ نزدیک میشوم. جایی که تختهسنگ بزرگ و حکاکی شدهای با پیچکی که به دور پایهی آن پیچیده شده قرار دارد. روی آن نوشته یادبودِ سال 1993. در طول این سه سال، بارها از جلوی این تختهسنگ عبور کردهام؛ اما هیچوقت پارکینگ را به این شلوغی ندیده بودم. حتی یکبار، چون هیچوقت اینقدر دیر به مدرسه نمیآمدم. تا امروز. به دو دلیل. یک: بیرون دفتر پُست منتظر ایستاده بودم. منتظر بودم باز کند تا جعبه کفشی پر از نوار کاست را پُست کنم. ”