نگاهی اجمالی به کتاب“ در کتاب تابستان دلپذیر اثر کوریتنا بومان، نویسنده آلمانی معاصر، یک داستان دلپذیر درباره رابطه یک خاله و خواهرزاده در برههای از زندگیشان را میخوانید.
خلاصه کتاب تابستان دلپذیر
ویبکه دانشجویی است که بعد از زمستانی طولانی و خستهکننده، خراب کردن امتحانات و شکستی که در رابطه عاشقانهاش داشته، با جیب خالی تصمیم میگیرد از شهر بیرون برود در نهایت او تصمیم میگیرد به ملاقات خاله لاریسایش به موریتس برود.
لاریسا زنی هنرمند است و افتخار میکند که با تلاش در مزرعه? تمشک برای خودش زندگیای تازه دستوپا کرده است. این دو زن در عین اینکه کاملاً باهم فرق دارند، از جهاتی شبیه هم هستند.
در طول تابستان در منطقه? دریاچهای مکلنبورگ، لاریسا با میشاییل نقاش آشنا میشود. آرزوی بزرگ این زن تنهای مستقل برآورده میشود؛ اما هنوز شک دارد که میتواند به او اعتماد کند یا نه. حرفزدن با ویبکه هم برایش خوب است، هم برایش خوب نیست: ویبکه به لاریسا قوت قلب میدهد؛ اما لاریسا خیلی وقت است که اعتماد به خانوادهاش را از دست داده است.
ویبکه و لاریسا همراه هم یک تابستان دلپذیر و شگفتانگیز را تجربه میکنند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ این شماره کتاب شنبه روایت و داستان زندگی شش نویسنده است که برای داشتن شغل تماموقتِ نویسندگی، بیپولی و سرگشتگی فراوانی را تحمل کردند. درباره ماجراجوییهای عجیبی که از سر گذراندند حرف میزنیم و بخشهایی از نوشتههایشان را مرور میکنیم. به سیاق هر شماره همراه هم یادداشت و داستان کوتاه میشنویم که روایت داستانی این ماه را حسین پاکدل نوشته و درباره مسیری خاطرهانگیز است که او را با جادوی کلمهها پیوند داده.
ادبیات خانهای برای آرام گرفتن و لذتی بیپایان است. همراه روایتهای این شماره کتاب شنبه باشید. ”