نگاهی اجمالی به کتاب“ لوئیز ال هی در این کتاب به شما یاد میدهد چطور با نگاه کردن به آینه به سادگی زندگی خود را تغییر بدهید. قدرتمندترین عبارات تأکیدی آنهایی هستند که وقتی در مقابل آینه ایستادهاید با صدای بلند بیان میکنید.
آینه احساسهایی را که شما در مورد خودتان دارید به شما برمیگرداند و بلافاصله شما را آگاه میکند که کجا مقاومت میکنید و کجا باز و پذیرا هستید؛ به وضوح به شما نشان میدهد که اگر میخواهید یک زندگی شاد و موفق داشته باشید، کدام فکرهایتان را باید تغییر بدهید.
کار با آینه نگاه کردن عمیق به چشمهایتان و تکرار عبارات تأکیدی مثبت مؤثرترین روشی است که لوئیز ال هی پیدا کرده، تا به شما یاد بدهد خودتان را دوست بدارید و دنیا را جایی امن و دوستداشتنی ببینید. از همان زمانی که او تکرار عبارات تأکیدی را به آدمها یاد داد، کار کردن با آینه را هم به آنها آموخت.
به زبان ساده، هر چیزی که ما میگوییم یا به آن فکر میکنیم یک جمله تأکیدی است. همه خودگوییها و محاورات درون سرتان سیلی از تأکیدات هستند. این تأکیدات پیامهایی هستند برای ذهن نیمه هوشیار شما که روشهای عادتی طرز تفکر و عملکرد شما را میسازند. تأکیدات مثبت در وجود شما افکار و عقاید شفابخشی را ثبت میکنند که به شما کمک میکنند اعتماد به نفس و عزت نفس خود را بالا ببرید و به آرامش ذهن و شعف درونی دست پیدا کنید. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتابی که اکنون نسخهی صوتی آن پیش روی شما قرار دارد، هفتمین قسمت از مجموعهی خاطرات خونآشام است که تحت عنوان بازگشت نیمه شب منتشر شده است. خاطرات خون آشام - جلد هفتم: بازگشت نیمه شب که برای نخستین بار در سال 2011 روانهی بازار شد، در زمرهی آثار پرفروش نیویورک تایمز قرار دارد.
النا گیلبرت از تاریکی بازگشته و موفق شده است دوستپسر خونآشام خود، استفان سالواتوره را با موفقیت از زندان آزاد کند. نجات استفان یک پیامد بعید با خود به همراه داشته است: برادر خونآشام او که رأس سوم این مثلث عشقی پرماجرا محسوب میشود، به موجودی فانی تبدیل شده و نامیرایی خود را از دست داده است. در این قسمت نیز، در حالی که این سه نفر پیچ و تابها و بزنگاههای هولناکی را پشت سر می گذرند، کماکان باید با شیاطینی که زادگاه النا، یعنی شهر کوچک فلس چرچ را تسخیر کردهاند، مقابله کنند. نبردی هولناک که النا، استفان و دیمن را به تاریکترین لحظات زندگیشان رهنمود میسازد... ”