هانس کریستیان اندرسن

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - سوزن رفوگری - ماه آوا
  • کتاب صوتی - ناقوس - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مادربزرگ - ماه آوا
  • کتاب صوتی - تپه ی پریان - ماه آوا
  • کتاب صوتی - کفش های قرمز - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مسابقه ی پرش - ماه آوا
  • کتاب صوتی - دخترک چوپان و دودکش پاک کن - ماه آوا
  • کتاب صوتی - هولگر دانمارکی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - دخترک کبریت فروش - ماه آوا
  • کتاب صوتی - از برج و باروی دژ - ماه آوا
  • کتاب صوتی - از پنجره ای در وارتوف - ماه آوا
  • کتاب صوتی - کهنه چراغ خیابان - ماه آوا
  • کتاب صوتی - همسایه ها - ماه آوا
  • کتاب صوتی - تاک کوچولو - ماه آوا
  • کتاب صوتی - سایه - ماه آوا
  • کتاب صوتی - خانه قدیمی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - یک چکه آب - ماه آوا
  • کتاب صوتی - خانواده شادکام - ماه آوا
  • کتاب صوتی - قصه یک مادر - ماه آوا
  • کتاب صوتی - یخه - ماه آوا
  • کتاب صوتی - بته کتان - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مرغ ققنوس - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مادر آقتی - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

بخش Dنویسنده: فریدا مک فادنRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ فریدا مک فادن استاد نوشتن رمان‌های رازآلود و پرکشش است؛ کسی که تخصصش در حوزه‌ی پزشکی و آسیب‌های مغزی را جایی در میان تاروپود داستان‌هایش به کار گرفته تا رمان‌هایی خلق کند که هنگام خواندنشان مو به تنتان سیخ می‌شود! اولین عنصری که در هنگام خواندن (و یا شنیدن!) کتاب‌های فریدا مک فادن با آن روبه‌رو می‌شوید، ابهام و یا رازآلودی است که به نوعی به ویژگی بارز آثار او تبدیل شده‌ است. مخاطب در داستان‌های مک فادن، بی‌آنکه خودش مطلع باشد، جایی در میان زمین و هوا معلق است و با هر اشاره‌ی کوچکی به ابهام و سردرگمی‌اش افزوده می‌شود. به بیان بهتر با پیشروی داستان‌های این نویسنده، متوجه می‌شوید که یک جای کار می‌لنگد و حالا باید منتظر باشید و ببینید که هر راز، کی و کجا برملا می‌شود. با آنکه فریدا مک فادن از ابهام برای اتصال نقاط مختلف سیر داستانی استفاده کرده، اما این رازهای متعدد باعث بدفهمی و کند شدن روند پیشروی قصه نشده‌اند. ”

تلفن بی‌موقعنویسنده: ریموند کارورRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ ساعت سه بعد از نیمه شب زنگ تلفن در خانه میپیچد."جک "با فریاد همسرش از خواب می‌پرد و می‌رود گوشی را برمی‌دارد.آن سوی خط صدای زنی مست می‌آید که می‌خواهد با مردی به نام " باد" صحبت کند.جک با عصبانیت گوشی را می‌گذارد.این اتفاق یکی دوبار دیگر می‌افتد.جک و آیریس که حسابی بی‌خواب شده اند تا خود صبح توی تختخواب از چیزهایی حرف می‌زنند که تا بحال نگفته بودند و تازگی دارد.در حالی که صبح روز بعد کار و زندگی روزمره دوباره در انتظار آنان است. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools