نگاهی اجمالی به کتاب“ بهترین حکایتها و ضربالمثلها و نقل قولها مفاهیم مهمی را در قالب چند کلمه کوتاه میگنجانند . اما ممکن است همین چند کلمه خیلی گولزننده باشد . شاید بهتر است بدانید که هر ضربالمثلی یک نمونه مشابه و یک نمونه متضاد دارد . از این طرف میگوییم نرود میخ آهنین در سنگ و از آن طرف مدعی میشویم که ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است . یک دفعه میگوییم یک دست صدا ندارد اما بعد میگوییم آشپز که دو تا شد غذا یا شور میشود یا بینمک . اما فکر نکنید این تناقضها اثر یکدیگر را خنثی میکنند و دست ما را خالی میگذارند . بلکه باید بدانید هر کدام از این سخنان فقط قسمتی از واقعیت را در بر میگیرند . این عبارات تنها زمانی ما را به گمراهی سوق میدهند که به جای تشخیص چیزهایی که در آن پنهان است فکر کنیم اینها خود حقیقتند . باید گفت اینطور نیست که هر کسی برای هر چیزی ضربالمثلی در آستین دارد ، در مورد هیچ چیز تفکر نمیکند . یک طوطی که چیزی جز سخن بزرگان بر زبان نمیراند خودش صاحب آن دارایی نمیشود . به همین دلیل است که بسیاری از این سخنان حکیمانه که طوطیوار تکرارشان میکنید اگر بدون تفکر و تأمل تکرار شوند حالتی حماقتگونه به خود میگیرند . این کتاب جزو آن دسته کتابهایی است که باید ساعتها در موردش به بحث و گفتگو نشست . این کتاب نه یک کتاب مرجع است و نه راهنما ، بلکه برای آن نگاشته شده تا شعله تفکر افراد اهل فکر را بیشتر دامن بزند . ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ سخن گفتن از تحولات سیاسی-اجتماعی قرن بیستم بدون استفاده از نظریات هانا آرنت ممکن نیست. او از بزرگترین فیلسوفان قرن بیستم بود که توجه ویژهای به جریانهای فاشیسم و تمامیتخواهی داشت و کوششهایش به خلق شاهکاری مانند «آیشمن در اورشلیم» منجر شد. استقبال گسترده از این اثر باعث شهرت آرنت بهعنوان تحلیلگر آلمان نازیسم شد اما این اندیشمند به چیستی چنین حکومتهایی نیز علاقهمند بود. او در کتاب صوتی توتالیتاریسم چگونگی شکلگیری و گسترش یک دولت تمامیتخواه را مورد بررسی قرار داده و نسبت به ظهور حکومتهای مشابه در آینده هشدار میدهد.
این اثر بخش پایانی کتاب عناصر و خاستگاههای حاکمیت توتالیتر است که پیشتر توسط نشر ثالث به چاپ رسیده. بخشهای دیگر کتاب «یهودستیزی» و «امپریالیسم» نام دارند اما قسمت سوم -که بهصورت تک جلد انگلیسی نیز منتشر شده- توتالیتاریسم نام دارد و هماکنون با ترجمهی محسن ثلاثی در دسترس شما قرار دارد. جالب است بدانید نسخه اولیه این کتاب در سال 1949 یعنی سه سال پس از سقوط حکومت نازی و پیش از مرگ استالین نوشته شد اما بهدلیل تحولات اجتماعی-سیاسی جاری انتشار نیافت. هانا آرنت سرانجام در سال 1951، زمانی که جهان به ذرهای ثبات رسید و اسناد وقایع تاریخی در دسترس مگان قرار گرفت آن را منتشر کرد. ”