جهان چگونه مدرن شد

کتاب صوتی

کتاب صوتی جهان چگونه مدرن شد

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی: how the world became modern

ناشر: نشر بیدگل

سال چاپ: 1399

شابک:

دسته بندی: فلسفی

خلاصه:

کتاب جهان چگونه مدرن شد؟ نوشته‌ی استیون گرین‌ بلت که یکی از پرفروش‌ترین‌ آثار نیویورک تایمز محسوب می‌شود با روایتی جذاب و دلنشین، داستان کاتب جسوری را شرح می‌دهد که با استفاده از مهارت‌های خود به یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های دوران رنسانس اروپا تبدیل می‌شود.

در این کتاب، شما شرح زندگی پوجو براچولینی را می‌خوانید و متوجه می‌شوید که چگونه با استفاده از توانایی‌های شخصی خود به دستگاه پاپ راه یافته است و با استفاده از قدرت خود، کتاب در باب طبیعت چیزها را به صورت انبوه تکثیر می‌کند. به احتمال زیاد حتی خود پوجو براچولینی نیز در جریان نبود که این اقدام وی تا چه اندازه مهم است اما این کتاب در اعصار بعدی بسیاری از هنرمندان و اندیشمندان را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد و بشریت را به موقیعت کنونی می‌رساند.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار فروغ بهرامی
تهیه کننده راضیه هاشمی

مدت زمان اثر: 13 ساعت و 46 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

نوادگاننویسنده: کارن ام.مک‌منسRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستانی هیجان‌انگیز که تا مغز استخوانتان نفوذ می‌کند... کتاب صوتی نوادگان نوشته‌ی کارن ام. مک منس ماجرای مادربزرگی را روایت می‌کند که برای سه نوه‌اش میلی، جوانا و آبری نامه‌ای نوشته و از آن‌ها دعوت کرده تا به تفرجگاه او بروند. درحالی‌که تا حالا هیچکدامشان حتی یک بار هم مادربزرگ را ندیده‌اند! این اثر در لیست پرفروش‌ترین آثار نیویورک تایمز جای دارد و در سال 2021 نیز به‌عنوان نامزد جایزه‌ی گودریدز در بخش بهترین کتاب نوجوان معرفی شده است. ”

کلاغی که با خدا حرف زدنویسنده: کریستوفر فاسترRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ شب به زودی سراسر جنگل را فرا گرفت. قورباغه‌های برکه آواز جمعی خود را شروع کردند. چند زاغچه مدت کوتاهی روی درخت مجاور با هم مشاجره کردند. جغدی در فاصله‌ای دوردست می‌خواند. از دور صدای گرگ می‌آمد. آخرین فکر سام، وقتی به خواب فرو می‌رفت، این بود که هنوز برای جوجه‌هایشان اسم انتخاب نکرده‌اند. با خود گفت: «باید فردا صبح در این باره صحبت کنیم.» پلک‌های سام به آرامی بسته شدند و او کلاغ‌وار تبسم کرد، همان لحظه اسمی از خاطرش گذاشت؛ اسمی برای آن جوجه‌ای که باعث افکار گوناگون، پیش‌بینی و هیجان او شده بود. جآشوا. او را جآشوا می‌خواندند، و این نام پدربزرگ سام و همسر اسمرالدا بود. جآشوا نام خوبی برای قهرمان بود، مگر نه؟ ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools