وسیع تر از آسمان، عظیم تر از فضا

کتاب صوتی

کتاب صوتی وسیع تر از آسمان، عظیم تر از فضا

کتاب صوتی وسیع تر از آسمان، عظیم تر از فضا

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
نویسنده موجی

نام اصلی:

ناشر: نشر ترنگ

سال چاپ:

شابک:

دسته بندی: فلسفی

خلاصه:

تمامی استادان و خردمندان حوزه‌ی معنویت و خودآگاهی، از ما می‌خواهند به جای سال‌ها جست‌و‌جو در دنیای بیرون و کشف عوامل خوشبختی، کمی هم به دنیای درون مشغول شویم. شکی نیست که آشنایی با چیستی دنیا تنها در گرو شناخت خودمان است. تنها در این حالت است که در کوتاه‌ترین زمان، بینشی عمیق، پایدار و نامتزلزل درمورد هستی خواهیم یافت. بااین‌حال، هنوز چگونگی خودشناسی و کنکاش جهان درون، برای بسیاری از ما ناشناخته و شاید غیرممکن به نظر بیاید. موجی، از برجسته‌ترین عارفان معاصر، با نگارش کتاب وسیع‌تر از آسمان، عظیم‌تر از فضا راه دستیابی به خودآگاهی را به ما نشان داده است.

نویسنده به شما یادآوری می‌کند که برای درک آگاهی معنوی، نیازی به «یادگیری» نیست. بله، اینجا دیگر کلاس درس نیست که بخواهیم نکاتی دیکته‌شده از سوی معلم را فرا بگیریم و بدون حلاجی‌کردن این آموزه‌ها، صرفاً آن‌ها را به ذهن بسپاریم. برای شناخت خود و کل هستی، تنها به یک آینه نیاز داریم که روبه‌روی آن بنشینیم و تمامی پرسش‌های هستی‌شناختی و انسان‌شناسانه‌ی خود را از همان کسی بپرسیم که از درون آینه به ما می‌نگرد. پاسخ همه‌ی سؤالات و منبع جامع دانش‌ها، خود شمایید.

بشنوید:

هنرمندان:

مدت زمان اثر: 8 ساعت و 56 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

ذهن فضولنویسنده: علی شمیساRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ درصدی از انسان‌ها هویت وجودی خود را از فضولی، سرک کشیدن و دخالت‌های خود به دست می‌آورند. گویی اگر دخالت در زندگی مردم نکنند روزشان شب نمی‌شود، درواقع شعار زندگی‌شان این می‌شود «من فضولی می‌کنم، پس هستم!» و وقتی این جمله جزء نمایشنامه روانی زندگی یک فرد، چه زن و چه مرد، بشود، حال و روزش معلوم و درواقع جزء قواعد و دستورات ناخودآگاه ذهنش می‌شود، طوری که فرد از این طریق به زندگی خود معنا و مفهوم می‌دهد، به مهمانی می‌رود و پرسش‌هایش شروع می‌شود، آن‌قدر که گاه دیگران او را نشان می‌کنند و می‌دانند که نمی‌توانند از دست سؤال‌های او فرار کنند و باید خود را کنترل کنند یا به او اطلاعات ندهند؛ اما او که سال‌هاست فضولی و سرک کشیدن را تمرین کرده است، اکنون به‌طورکامل با مهارت و ظرافت سؤال می‌پرسد، طوری که مجبور می‌شوید اطلاعات بدهید، شاید هم یک‌دستی بزند تا اطلاعات بگیرد و موفق هم بشود. او دیگر یک فضول ناشی و بی‌دست‌وپا نیست، او می‌داند چه چیز را چگونه و چطور بپرسد، در چه زمان بپرسد که بتواند جواب بگیرد و در چه مکان طرح مسئله و مشکل کند تا جزئی‌ترین اطلاعات را به دست آورد. افرادی را دیده‌ام که به بیرون کشیدن اطلاعات از دیگران مباهات می‌کنند و خود را کسی می‌دانند که می‌تواند شیطان را هم درس بدهد. او سال‌هاست از دخالت‌ها، سرک کشیدن‌ها و فضولی‌های خود سود برده است و توانسته از دیگران اطلاعات بگیرد و اوقات خود را این‌گونه پر کند و به‌نوعی در خودش هیجان ایجاد کند. چنین فردی دیگر یک فضول اتفاقی نیست که تصادفی در زندگی دیگران سرک کشیده است، کودک فضول و والد مداخله‌گر او در هر ارتباطی سریع و رسمی فعالیت تجسس خود را شروع می‌کند و تجسس برای او مرحله‌بندی دارد؛ مرحله یک، دو، سه و با یک سلام و احوالپرسی شروع می‌شود، کم‌کم و بسیار رندانه، طوری که گاه طرف متوجه منظور پرسش‌های او نمی‌شود و خیلی صبورانه و با حوصله جلو می‌رود و آن‌قدر ماسک مهربان و به من چه مربوط است بر چهره زده است که باید بسیار تیز بود تا بتوان دست او را خواند. او استاد این گونه بازی‌هاست. او در مسابقات فضول‌ها رتبه و مدال گرفته است و در قالب عروس، داماد یا دوست و همکار و همسایه به پست شما خورده است. او می‌آید که از شما بیشتر بداند، بفهمد و در صندوقش از شما اطلاعات رازگونه بیشتر داشته باشد و روزی می‌رسد که چشم در چشم شما می‌شود و می‌گوید که پرونده زندگی شما پیش من است، لطفاً خفه شو. او همان فردی است که با این جمله کوتاه صبح خود را شب می‌کند و باور دارد که فضولی می‌کند، پس هست و برای خود عددی است. شما چطور، چند درصد در ناخودآگاه خود به صادق بودن این شعار در مورد خودتان باور دارید؟ هیچ، اصلاً، ابداً؟ لطفاً کمی از خوب نشان دادن خود دست بردارید و خیلی صادقانه و بی‌رحمانه باورهای ذهنتان را نقد و تجزیه‌وتحلیل کنید. مثال: ابی مجسمه فضولی است. این آدم اصلاً در هیچ موضوعی برای خود حدومرزی نمی‌بیند. در هر سوژه‌ای سرک می‌کشد و به حرف کسی هم گوشش بدهکار نیست. او می‌خواهد بداند و بداند و همه را به جان هم بیندازد، کافی است پرش به شما گیر کند. مطمئن باشید از زندگی‌تان سر درمی‌آورد. آمار همه اطرافیان خود را دارد و گویی با آن‌ها زندگی کرده است. گاهی آن‌قدر ریز جزئیات دیگران را می‌گوید که آدم به او شک می‌کند. او از این همه فضولی و دخالت، هویت پیدا و احساس می‌کند از این طریق مورد توجه همه قرار می‌گیرد. ”

نگاهی اجمالی به کتاب

“ به‌عنوان بزرگسالانی که سال‌هاست نوجوانی را پشت سر گذاشته‌ایم یا حتی پدر و مادرانی که در حال حاضر، فرزند نوجوانی در خانه داریم، حتماً با مشکلات فیزیکی و روحی این دوران کاملاً آشناییم و چه بسا عبور از آن برای خودمان هم بسیار دشوار بوده است. دختران و پسران خردسال، با ورود به سال‌های نوجوانی به‌تدریج با نقش‌های اجتماعی، تغییرات فیزیکی، مشکلات و مسائل روحی مواجه می‌شوند که رویارویی با آن‌ها اگر با آگاهی همراه نباشد، می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به زندگی آینده‌ی ایشان بزند. اینجاست که باید از خودمان بپرسیم، به‌عنوان پدر و مادر چنین کودکان و نوجوانانی، چه وظایفی در قبال آن‌ها داریم و چطور می‌توانیم گذار از این مرحله را برایشان آسان‌تر کنیم؟ جولی ا. راس در کتاب صوتی چگونه جوجه تیغی را در آغوش بگیریم، پاسخی کارآمد و کاربردی برای این پرسش در اختیارتان قرار می‌دهد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools