نگاهی اجمالی به کتاب“ راوی داستان در ایستگاه قطاری دورافتاده و پرت با مرد مرموز و افسرده ای آشنا می شود که سالهاست به عنوان علامت چی در این ایستگاه کار میکند.مرد علامتچی از اشباحی حرف می زند که او و ایستگاه را احاطه کرده اند و خبرهای ناخوشایندی می آورند.راوی ابتدا حرف های علامتچی را جدی نمیگیرد تا اینکه حادثه ای تلخ روی می دهد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ چخوف نه با بیان صریح، بلکه بهوسیله نمایش، ماجراها، ساختمان و موضوع داستان به خواننده میگوید:
چه ترسی داری از این که آدم با شخصیتی باشی؟
چرا در برابر زیردستان مغرور و بیاعتنایی؟
آیا نیکبختی فقط در رتبه و سردوشی و جیب پر پول پنهان است؟ ”