کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم

کتاب صوتی

کتاب صوتی کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم

کتاب صوتی کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
برگردان حسین نعیمی

انسان جزیی از او و او کل است، قلب انسان مالامال از عشق به اوست

نام اصلی: By the River Piedra I Sat Down and Wept

ناشر: نشر ثالث

سال چاپ: 1379

شابک:

978-622-7064-14-8

خلاصه:

بشنوید:

هنرمندان:
گوینده بتول نجفی
صدابرداری و میکس فروغ بهرامی
تهیه کننده راضیه هاشمی
انتخاب موسیقی فروغ بهرامی

تاریخ تولید اثر: آبان ماه 97

مدت زمان اثر: 6 ساعت و 45 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

خوب ماندننویسنده: تامس آ. هریسRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ این کتاب پیش‌تر با نام «ماندن در وضعیت آخر» ترجمه و منتشر شده‌است. آیا زندگی شما پشت سر هم به چیزی دلتنگ کننده بدل می‌شود؟ آیا هفته شما به شکلی پیش می‌رود که با توصیف زیر سازگار است: "هر روز صبح از خواب بیدار شدن و احساس خوبی درباره آن داشتن و دریافت نوازش‌های آشنایی که تازه‌های روز مانند قطرات آب به سر و روی تو می‌پاشد و همچنین آگاهی از این که حساب بانکی ات خالی نیست و این که سردرد نداری. روز اول، عالیست! روز دوم، بله این هم عالیست! روز سوم، خوب شکایتی ندارم. روز چهارم، حرفی برای گفتن ندارم. روز پنجم، خمیازه. خدا را شکر جمعه هم از راه رسید. شب روز پنجم، افراط در نوشیدن. روز ششم، هولناک است و سرم دارد می‌ترکد. روز هفتم، استراحت و بازیابی سلامتی." آیا این همه آن چیزیست که هست، هفته‌ای اندکی مصیبت بار بعد از یک هفته دلتنگ کننده دیگر، روزنامه صبحی که دور انداخته شده، فنجان شخصی قهوه که دیگری آن را برداشته و استفاده می‌کند، ناخنی که ریشه کرده و اذیت می‌کند، گلگیر اتومبیل داغان شده و "اگر امشب باران بیاید افتضاح می‌شود". خوب که چی؟ با توجه به این واقعیت که زندگی ما چقدر کوتاه است، برخی از ترس‌هایمان به نظر بسیار احمقانه و ساده‌لوحانه می‌رسند. چرا باید تمام مدت نگران این باشیم که چه وقت می‌توانیم بیشتر اوقات اعتماد به نفس داشته باشیم؟ ”

شیر سیاهنویسنده: الیف شافاکRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ افسردگی زایمان پدیده‌ای است که بسیاری از زنان پس از به دنیا آوردن فرزندشان آن را در سطوح مختلف تجربه می‌کنند. الیف شافاک نویسنده‌ی کتاب شیر سیاه هم از این قاعده مستثنا نبود. او پس از تولد نخستین فرزندش در سال 2006 به افسردگی شدیدی دچار شد که البته برای او آورده‌ای ارزشمند داشت و بذر ایده‌ی خلق این کتاب را در ذهن او کاشت. الیف با این اتفاق تعادل میان زندگی شخصی و کار هنری‌اش را از دست داد. اتفاقی که برای یک نویسنده می‌تواند به‌مثابه‌ی یک فاجعه‌ی هولناک باشد. شافاک حالا کودکی به دنیا آورده بود که با دستان کوچکش و مشت‌شده‌اش تمام کلمات مادرش را از او گرفته بود. گویی او به جرگه‌ی «زنان ساده‌ی کامل» ی که فروغ فرخزاد در شعر وهم سبز از آن‌ها سخن می‌گوید پیوسته بود. زنانی که به‌قول فروغ در شکاف گریبانشان همیشه هوا، به بوی شیر تازه می‌آمیزد. اما این تمام چیزی نبود که الیف شافاک از زندگی می‌خواست. او حالا شبیه آخرین سطرهای شعر وهم سبز، صدای پایش از انکار راه برمی‌خاست، و یأسش از صبوری روحش وسیع‌تر شده بود. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools