نگاهی اجمالی به کتاب“ از چه باید گفت؟ داستان مردی تشنه محبت که با زنی دلفریب ملاقات میکند و به او دل میبازد ایدهای آشنا در دنیای ادبیات داستانی است. تعداد نویسندگان بسیاری برای توصیف چنین دیداری دست به قلم شدهاند را بیاغراق نمیتوان شمرد اما وقتی فئودور داستایوفسکی -کسی که هیچ شخصیتی را به ما معرفی نمیکند مگر آنکه تحلیلی روانشناسانه و دقیق از او در اختیارمان بگذارد- تصمیم به تالیف داستانی عاشقانه میگیرد، باید انتظار چه چیزی را داشته باشیم؟ کتاب صوتی شبهای روشن چه حرفی برای گفتن دارد که بعد از تقریبا دویست سال هنوز شنیدنی است؟
راوی این داستان کوتاه مانند دیگر شخصیتهای مخلوق نویسنده فردی است حساس، درونگرا، خیالپرداز و منزوی. او که روزگارش بیهیچ دوست و آشنایی در سن پترزبورگ میگذرد در طلب عشقی ناب میسوزد، اما چه حیف که بهاندازهی تنهاییاش در ارتباط با دیگران هم خام است. همین نبود روابط اجتماعی راوی قصه را به سفرهایی پایانناپذیر در شهر سوق داده. مرد جوان در خیابانها قدم میزند در حالی که مکالمهی میان ساختمانها را تصور میکند. او به آدمها مینگرد و از خودش میپرسد این پیرزن کیست؟ آن مرد میانسال و جدی چه دلیلی برای آن همه عجله داشت؟ زوج خوشبختی که بر پل ملاقات کردم چطور با هم آشنا شدند؟ ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ تام راب اسمیت، پس از اولین رمان خود با نام «کودک 44» که برایش شهرت و موفقیت همراه داشت، قسمت دوم سه گانه خود را با نام «گزارش محرمانه» در سال 2009 منتشر کرد. «گزارش محرمانه» از نظر خط داستانی ادامه کودک 44 است که به وقایع سیاسی دوران اتحاد جماهیر شوروی پس از مرگ استالین میپردازد. در این رمان هم مانند کودک 44، لئو دمیدوف افسر سابق اداره امنیت همراه همسرش رایسا حضور دارند و اسمیت آنها را به قلمروی زندگی زیرزمینی باندهای تبهکاری، اردوگاههای کار اجباری سیبری و شوروی و شورش مردم مجارستان علیه کمونیسم میبرد. داستان رمان «گزارش محرمانه» پر از روایتهای ماجراجویانه است و از مرحلهای به مرحله دیگر، شبیه داستانی ابدی است که برایش پایانی تصور نمیشود. کینه در سراسر داستان موج میزند و همراه تمام شخصیتهای داستان و حتی خود نویسنده اثر که به شکل کاملا بیرحمانهای با شخصیتهای داستانش رفتار میکند، تا پایان میماند. ”