از برج و باروی دژ

کتاب صوتی

کتاب صوتی از برج و باروی دژ

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر نگاه

سال چاپ: 1395

شابک:

978-622-7064-59-9

خلاصه:

خورشید جهانتاب بدون تبعیض و برای همه موجودات عالم می تابد و طبیعت در بهار برای همه پیام نوشدن دارد.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و میکس آرش رستمی
تهیه کننده راضیه هاشمی

تاریخ تولید اثر: 1397

مدت زمان اثر: 6 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی پزشک دهکده پزشک دهکده

فرانتس کافکا

کتاب صوتی گنج گنج

گراتزیا دلددا

کتاب صوتی راز جنگل پیر راز جنگل پیر

دینو بوتزاتی

کتاب صوتی در خلوت خواب در خلوت خواب

فتانه حاج سیدجوادی

کتاب صوتی عصیان عصیان

یوزف روت

تازه‌های ماه‌آوا

سفرهای‌گالیورنویسنده: جاناتان سویفتRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستان از زبان دریاموردی به نام گالیور روایت می‌شود و او به شرح سفرهایش به سرزمین‌های ناشناخته و ساکنان عجیب و غریب آن در چهارگوشه جهان می‌پردازد. ”

معمای کارائیبنویسنده: آگاتا کریستیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ آگاتا کریستی نویسنده انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی با نام مستعار مری وستماکوت داستان‌های عاشقانه و رومانتیک نیز می‌نوشت. اما شهرت اصلی اش به خاطر 66 رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریسیتی، به خصوص آن دسته که درباره ماجراهای کاراگاه هرکول پوآرو یا خانم مارپل هستند. نه تنها لقب ملکه جنایت را برای او به ارمغان آوردند بلکه او را به عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستان‌های جنایی کوشیده‌اند نیز معرفی و مطرح کردند. - بخشی از کتاب: سرگرد مکث کرد و سپس عکس کوچکی را از لابلای محتویات کیفش بیرون کشید. به دقت به آن نگریست و گفت:«میل دارید عکس یک قاتل را ببینید؟» سرگرد داشت عکس را به دست خانم مارپل می‌داد که یکباره حرکت دستش متوقف شد. انگار خشکش زده بود. بیش از پیش به قورباغه‌ای چاق و چله شباهت پیدا کرده بود. به ظاهر سرگرد پال گریو از بالای شانه راست خانم مارپل شیئی یا شخصی را دیده و ماتش برده بود؛ دقیقا به همان جهتی نگاه می‌کرد که صدای نزدیک شدن قدم‌ها از آن سو به گوش می‌رسید. «این غیرممکن است. منظورم...» سرگرد با عجله همه چیز را در کیفش چپاند و آن را در جیبش گذاشت. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools