نگاهی اجمالی به کتاب“ خانواده فارستر پسر بزرگشان را در جنگ از دست دادهاند و به همین مناسبت "آن فارستر" ( مادر خانواده) هر سال در روز تولد پسرش شمعی پای قاب عکس او روشن میکند تا خاطره اش را زنده نگه دارد. جودیت و جرالد دو فرزند دیگر این خانواده هستند که خاطره چندانی از برادر از دست رفته شان ندارند. در یک غروب تابستانی که جودیت و جرالد از بازی تنیس برگشتهاند با مرد غریبه نابینایی در خانهشان مواجه میشوند که به دلیل صدمات جنگ حافظه اش را از دست داده و سال ها در آسایشگاه بستری بوده است. در حالی که جرالد قصد دارد غریبه را از خانه بیرون کند، جودیت طی گفتگوی کوتاهی با غریبه احساس خوشایندی نسبت به او پیدا میکند. به خصوص که غریبه شباهتهایی با قاب عکس روی طاقچه نیز دارد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ هر ساله در جهان حدود یک میلیون و دویست هزار انسان -یعنی در هر دقیقه بیش از دو نفر- به علت غرق شدن جان خود را از دست میدهند. این موارد شامل حوادث در حین شنا، فرو رفتن در آب، بلایایی مانند سیل و طغیان رودخانه ها، حوادث کشتی و خودکشی هستند. حداقل در برخی گروههای سنی از میان هر چهار نفری که غرق میشوند یک نفر میمیرد و به این ترتیب آمار افراد غرق شده به چهار میلیون و هشتصد هزار نفر میرسد. این افراد تحت مراقبت بخش اورژانس صدمات غیر مهلک ناشی از غرق شدگی قرار میگیرند. تحقیقات نشان میدهد که حدود یک نفر از پنج فردی که زنده میماند گزارش نزدیک شدن به مرگ را داده است که حالتی درونی از هشیاری است که به عنوان تجربه نزدیک به مرگ شناخته میشود. ”