نگاهی اجمالی به کتاب“ این رمان داستان گروهی از جوانان را روایت میکند که به امید یافتن وضعیت و ارتباطی بهتر، ولایت فقرزده خود را به مقصد شهر ترک میگویند.اما خیلی زود امیدشان درهم میشکند، چرا که شهر هم، درست مثل مناطق روستایی، ردپای ظلم و ستم حکومت دیکتاتوری کاملا هویداست.تمامی دوستان راوی به او خیانت کرده و یا خود را به نابودی میکشانند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ افرا، دختر جوان و عاشق از دایی منوچهر تقاضا می کند که در جمع فامیلی شب یلدا، غزل مورد نظر او را از کتاب حافظ بخواند. دایی منوچهر اما به این سادگی ها زیر بار فال سفارشی نمی رود. ”