نگاهی اجمالی به کتاب“ همینگوی در داستان برفهای کیلیمانجارو درد و رنج مردی زخمی به نام هری را که پایش قانقاریا گرفته شرح دادهاست. او در این داستان دردهای مادی و معنوی هری را به تصویر کشیده و خاطرات گذشتهاش را در لحظههای رهایی از درد بیان کردهاست. این داستان تلفیقی از دردمندی آدمی و بی رحمی طبیعت است. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان از زبان یک کاراگاه خصوصی روایت میشود.او توسط مردی بهنام "دراوک" استخدام میشود تا درباره روابط پنهانی دختر او تحقیقات کند.کاراگاه در یک روز بارانی و در تعقیب دختر جوان وارد خانهای میشود که دقایقی پیش از ورود او قتلی در آنجا اتفاق افتادهاست. ”