تاریخچه کوتاهی از فلسفه

کتاب صوتی

کتاب صوتی تاریخچه کوتاهی از فلسفه

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی: A Little of philosophy

ناشر: نشر ققنوس

سال چاپ: 1398

شابک:

دسته بندی: فلسفی

خلاصه:

کتاب تاریخچه‌ی کوتاهی از فلسفه برای نخستین بار در سال 2011 منتشر شد. از آن جایی که نویسنده‌‌ی این کتاب فردی معتبر است، کتاب تاریخچه‌ی کوتاهی از فلسفه بعد از انتشارش به سرعت به کتابی پرفروش بدل شد و افراد زیادی از سراسر جهان این کتاب را مطالعه کردند. نایجل واربرتون این کتاب را از فیلسوفان سه‌گانه یونان یعنی سقراط و افلاطون و ارسطو آغاز می‌کند و به طور خلاصه و با داستان فلسفه‌ی هر فیلسوف را توضیح می‌دهد. آخرین فیلسوفی که واربرتون به سراغش رفته است، پیتر سینگر است. شنیدن این کتاب را به همه‌ی علاقمندان و نوآموزان رشته‌‌ فلسفه پیشنهاد می‌کنیم.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار میلاد رحیمی

مدت زمان اثر: 8 ساعت و 50 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

کلیدنویسنده: ایزاک بشویس سینگرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ " بسی پاپکین" زنی بیوه و میانسال است که در آپارتمانی در نیویورک زندگی می‌کند.او که سالهاست در دنیای تنهایی خودش بسر میبرد ، نسبت به همه ی آدم‌ها و همسایگانش بدبین است و با کسی ارتباط ندارد. روزی هنگام خروج از آپارتمان همچون همیشه در را قفل می‌کندو حتی سوراخ کلید را هم با بتونه پر میکند تا نیروهای مافوق بشری به آپارتمانش راه پیدا نکنند.اما در غروب این روز بخصوص با صحنه‌هایی از زندگی مواجه می‌شود که به کلی روحش را دگرگون می‌کند. ”

و چشم‌هایش کهربایی بودنویسنده: مهری بهرامیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ و چشم‌هایش کهربایی بود رمانی است که از دریچه‌ای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» می‌پردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربه‌فردند. تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییک‌های کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکان‌دهنده را به تصویر می‌کشند و روایتگر ترس‌ها، تشویش‌ها، آرزوها و ناکامی‌های آدم‌های درون داستان‌اند... . در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: از همین‌جا پیداست و می‌بینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همان‌طور که توی هوا می‌چرخم زن هم می‌چرخد انگار و درخت هم وارونه می‌شود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که می‌زنم. درختِ وارونه ریشه‌هایش توی هوا می‌ماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من می‌خواهم از ریشه‌ها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث می‌کند دیگر نمی‌چرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت می‌ماند همان‌جا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمی‌گرداند و انعکاس رنگ مهره‌هام توی عسلی چشم‌هاش بی‌قرارم می‌کند... . ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools